تحقیق آماده
تحقیق در مورد نگاهی نو به معضل کودکان بدسرپرست و بی سرپرست
شنبه ۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ساعت 18:2 | نوشته ‌شده به دست naser | ( )

 

نگاهی نو به معضل کودکان بدسرپرست و بی سرپرست

 


مژگان نانکلی

 


بر اساس آموزه های دینی، خانواده در اسلام دارای جایگاه ویژه و والایی است؛ جایگاهی که می تواند در بستر آرام خود هر یک از افراد خانواده را به مدارج بالای انسانی وعلمی ومعنوی برساند.راهکارهای حفظ این جایگاه هم تأسی به الگوهایی است که همواره بر حفظ ونگهداری کانون خانواده تأکید ورزیده وسفارش های مؤکدی در این زمینه دارند.خانواده را می توان کانون اصلی رشد وتعالی و تعامل انسان دانست.اولین تجربه های تربیتی از خانواده بر انسان تأثیر می گذارد وبه مرور، همان تجربه ها وآموزه ها چارچوب شخصیتی هریک از افراد جامعه راشکل می دهد. درنگاهی موشکافانه ،خانواده نماد کوچکی از یک جامعه بزرگی است که مردمان آن در کنار هم زندگی می کنند اما امتیاز خانواده بر جامعه آن است که در خانواده خمیر مایه شخصیتی افراد در حال شکل گرفتن است و می توان با ارائه الگوهای رفتاری مناسب و اسلامی ، شخصیت افراد را به گونه ای شکل داد که در برابر ناملایمات وسختی های زیادی کمترین آسیب را ببیند اما انسان وقتی وارد جامعه شد و چارچوب شخصیتی ورفتاری او شکل گرفت تغییر در آن شخصیت چه بسا کار مشکلی باشد. عموم جوامع جهان باتجربه چنین آموزهایی، به اهمیت خانواده و لزوم آموزش در آن پی برده همواره ذهن شان را به آموزش و تربیت بنیادی و بنیانی در خانواده ها معطوف می دارند ،زیرا به این نتیجه رسیده اند که اصلاح خانواده همان اصلاح جامعه است وچه بسا اصلاح خانواده آسان تر،صحیح تر وکم هزینه تر از اصلاح جامعه باشد.چون افراد هریک از خانواده ها همان هایی هستند که وارد جامعه می شوند و اگر درست و صحیح تربیت باشند جامعه در امنیت وآرامش خواهد بود.

با وجود تمام تلاش هایی که عموم جوامع در این موضوع دارند ، همواره معضلات زیادی آن جوامع راگریبانگیر خود می کند ؛ معضلات و دشواری هایی که بعضی از آنهاناشی از حرکت زندگی امروزی بشر به سوی ماشینی شدن و بهره گیری از تکنولوژیهای روز دنیاست . به یقین،هر چه اختراعات وکشفیات انسان زیاد تر گسترده تر می شود به همان اندازه نیز مشکلات جوامع هم ازدیاد می یابد. بعضی مشکلات هم مشکلات همه گیر وپرسابقه ای است که چه بسا شایدگفت از اول تشکیل جوامع زاییده شده و همچنان ذهن وزندگی بشریت را درگیر خود ساخته است .آن چه که در این نوشته بررسی می شود معضل ودشواری همه گیری به نام کودکان بی سرپرست و بدسرپرست است که به یقین بسیاری از جوامع ، چه پیشرفته و چه در حال توسعه و یا کمتر توسعه یافته با آن روبرویند و در تلاش اند با وضع قوانین و ارائه راهکارهایی پیامدهای این معضل ودشواری را به حداقل رسانده وتا حدودی آن را مهار کنند.در کشورایران نیز این معضل ورویارویی با آن یکی از مقوله های مهم مسئولان نظام اسلامی است وتلاشهای صورت گرفته دراین زمینه حاکی از پیشرفت در مهار این بحران است.بهرمندی آحاد جامعه از رفاه،سلامتی و آسایش روحی و روانی رویکرد قابل مطالعه کشور در حل بسیاری از بحرانهای خانواده هاست.کودکان در هرجامعه ای نماد پویش وتحرک وتداوم خانواده ها و نیز نماد علاقه مندی مردمان جوامع به پایداری نسل های پس از خویش است. در فرهنگ اسلامی به اهمیت فرزنددار شدن و در ادامه به تربیت صحیح و درست فرزندان تأکید مؤکدی شده است. تحکیم بنیان خانواده هم نمودار تربیت ورشد ونمّو صحیح فرزندان درمحیط گرم وصمیمی خانواده هاست. هرچه بنیبان خانواده استوارتر باشد به همان میزان نقش آن در تربیت انسانی اسلامی فرزندان پررنگ خواهد شد.

با همه این اوضاع متأسفانه مشکلات و دشواریهای عدیده ای بنیان خانواده ها را تهدید می کند و خانواده ها همواره در معرض آسیب های جدی ودشواریهای سخت زندگی اند.

یکی از آسیب های جدی که بنیان آن را به هم می ریزد وجودطلاق است که زاییده دشواریها،سختی ها ، ناآگاهی ها وعدم تفاهم در کنار هم زیستن است.متأسفانه بروز این عارضه پدیده های شومی را به دنبال دارد که از بنیان خانواده عبورکرده جامعه را با آن درگیر می نماید.بی تردید ، وجودهرگونه بحران وآسیبی در خانواده تأثیرنامبارکی بر ذهن وآینده فرزندان آن خانواده خواهدگذارد و هر اتفاقی در خانواده بنیان آن را متزلزل کرده و در صورت تشدید،فرزندان را بی سرپرست وبی خانمان خواهدکرد.

بحران وآسیب در خانواده در هر حالتی مخرّب و ویرانگراست و اگر والدین نکوهیده بودن طلاق و جدایی را مورد توجه قرار داده وطلاق عاطفی از هم داشته باشند، مشکل دیگری فرزندان آن خانواده را تهدید می نماید وآن هم بدسرپرستی است.اما کودکان بد سرپرست کیستند؟

 

کودکان بد سرپرست:

فرزندانی که در محیط خالی از عشق و دلبستگی خانوادگی ودر فضای ناامن بزرگ وتربیت می شوند در معرض بحران های عاطفی،اخلاقی،اجتماعی و روحی قرار خواهندگرفت و این بحرانها با آنکه در ظاهر گریبانگیر همان افراد و فرزندان است اما در معنای عمیق تر و در باطن،جامعه را گریبانگیر و مبتلای خود می سازند.بر این اساس جامعه با چنین کودکانی مواجه است که به دور از افکار و رسانه های همگانی مورد کودک آزاری قرار می گیرند. والدین این افراد به دلیل بزهکاری،اعتیاد ،سوءرفتار، بیماری صعب العلاج،زندانی شدن،مسائل اخلاقی و....صلاحیت خود را برای نگهداری این کودکان از دست داده اند. والدین این کودکان یا زندانی هستند یا معتاد،که احساس مسئولیت اجتماعی ندارند.

در عصر حاضر، جامعه ما والبته بسیاری از جوامع دنیا با یک دشواری و معضل بزرگی به نام کودکان بدسرپرست ویا کودکان بی سرپرست روبرو هستند کودکان بدسرپرست واقعیت تلخ جامعه هستند که به دور از مهر و محبت وتربیت والدین قرارمی گیرند و همین دوری از مهر و محبت تأثیرات منفی زیادی روی آنها گذاشته است ، زیرا انسان وقتی یک گام در جهت رشد و شخصیت خود برمی دارد،نیازهایی از قبیل تعلق داشتن ونیاز به تحسین ومحبت دارد در حالی که کودکان بدسرپرست از این نیازها پاسخی دریافت نمی کنند و دچار بحران ها و آسیب هایی می شوند که به واسطه تزلزل در بنیان خانواده ها ایجاد شده و آن ها را قربانی خود ساخته است.

درصورتی که والدین نتوانند به دلایلی نیازهای روحی عاطفی این فرزندان را تآمین کنند تأثیرات نامطلوبی را در تداوم زندگی آنها بر جای می گذارد و این کودکان در آینده به بزهکاری روی می آورند زیرا تداوم خشونت به ویژه در دوران نوجوانی پیدایش بدبینی نسبت به زندگی،پوچی وبدبختی نوجوانان را به همراه دارد که پیدایش این روحیه زمینه را برای انواع انحراف ها فراهم می سازد و آن ها برای جایگزین آرامش از دست رفته خود به سمت اعتیاد،دوستی های خطرناک ، بزهکاری و...گرایش می یابند.

در گزارشی از کودکان کانون اصلاح وتربیت مشخص شده است که%99کودکان بزهکار دارای والدین زود خشم و مهاجم بوده اند و کودکانی که دست به خودکشی زده اند مورد شکنجه وآزار قرار می گرفتند. در این زمینه وجود کودک آزاری جسمی وعاطفی بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است.

روزانه مواردی در خصوص کودکان بدسرپرست که مورد آزار جسمی وعاطفی قرار می گیرند گزارش می شود که به قاچاق مواد مخدر و فروش مواد مخدر،کارهای سخت و زیانبار، ممانعت از تحصیل ، اخراج از خانه ،فرار ازخانه،عدم دسترسی به خدمات درمانی بهداشتی و ده ها معضل دیگر گرفتار و محکوم می شوند.

یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدیدمی کند گسترش کودکانی است که به دلایل گوناگون همه وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق تکدی گری، بزهکاری ، شغل های کاذب امرارمعاش می کنندکه این معضل ها پیامدهای ناگواری را در آینده نه چندان دور برای جامعه در پی خوهد داشت. برای جمع آوری این کودکان مراکزی وجود دارد که یکی از آنها خانه ی سبز و ریحانه است که برای جمع آوری کودکان به وجود آمده است این کودکان در خیابان ها و چهارراه ها شب و روز خود را سپری می کنند و هر روز به تعداد آن ها اضافه می شود. آمار نشان می دهد تهران بیشترین کودکان خیابانی را در خود جای داده است. دو مرکز مهم مذهبی مشهد و قم و استان های گلستان،لرستان،فارس وخوزستان تعداد زیادی کودکان خیابانی دارند . زندگی در خیابان مشکلاتی برای کودکان ایجاد می کند مشکلاتی اعم از سوءتغذیه بیمارهای مزمن گوارشی پوستی جای خواب ومحل زندگی آلوده وبیماری های واگیردار که سایرین نیز در معرض درگیر شدن در فعالیت ها وموقعیت های خطرناک وغیرقانونی قرار می گیرند.استثمار جنسی واعتیاد به موادمخدر وابستگی هر چه بیشتر به گروهای قاچاق موادمخدر از جمله مشکلات آنهاست که این وابستگی باعث بروز بیمارهای خطرناک می شود.

از این جهت فرهنگ خشن خیابانی از ویژگی های رفتاری واخلاقی این کودکان است که رفتارهای ضداجتماعی به دنبال دارد کودکی که در محیط ناسالم وبیمار رشد می کند بیشتروقت خود را در خیابان ها و به جرم وبزهکاری گذرانده به همین جهت نمی تواند ارتباط اجتماعی مناسبی با دیگران داشته باشد در تمام جوامع کودکان ونوجوانان خیابانی برای ادامه زندگی به حمل ونقل زباله،شستن اتومبیل،دست فروشی ومشاغل غیرقانونی مانند فروش مواد مخدر مشغول اند این کودکان کمتر به مدرسه می روند وکمتر به مراحل تحصیلی می رسند این کودکان به دلیل نداشتن سرپرست مناسب دیر یا زود به خیابان ها راه می یابند وزندگی خیابانی را از سر می گیرند.

کودکان بی سرپرست:

یکی دیگر ازمعضلات ودشواریهای جامعه ما موضوع کودکان بی سرپرست است .کودکان بی گناهی که در شرایط خاص خانوادگی خود را از دست می دهند و به اجبار بی سرپرست می شوند.

کودکان بی سرپرست به کودکانی اطلاق می شود که به دلایل متعدد از حمایت ونگهداری خانواده محروم بوده اند و امکان زندگی در محیط خانواده را ندارند .خانواده هایی که به طور موقت یا دائم سرپرست خود را از دست داده اند و از حمایت های مالی وخدماتی وتوانایی امرارمعاش وگذران زندگی به دلیل وجود مشکلات اقتصادی اجتماعی محروم اند. این کودکان در مراکز شبانه روزی خوابگاه پرورشگاه مهدکودک و شیرخوارگاهها نگهداری می شوند. سال های اولیه کودکی یعنی از تولد تا6سالگی مهم ترین دوران شکل گیری شخصیت است. در کشور ما با توجه به اینکه اشخاص از کودکان بی سرپرست به طور مستقیم یا غیرمستقیم نگهداری می کنند معمولأ زوجهایی که صاحب فرزند نمی شوند کودکی را به عنوان فرزند خوانده قبول می کنند اما با این حال تعداد موسسات نگهداری کودکان بی سرپرست در حال افزایش است کودکانی که سرپرست خود را از دست داده اند در درجه اول نگهداری آنها بر عهده دولتهاست به همین جهت مراکز دولتی سرپرستی ونگهداری آنها را بر عهده دارند و بعضی از این موسسات توسط اشخاص نیکوکار تأسیس شده است اما این موسسات رفاهی نمی توانند جای خالی خانواده اصلی را نزد این کودکان پر کنند، لذا به منظور حمایت وسرپرستی از این کودکان قانون فرزندخواندگی از کودکان بی سرپرست به وجود آمده است .

در این راستا فرزندخواندگی به منظور سپردن کودکان بدون سرپرست از طرف بهزیستی به خانوادهای متقاضی است که البته شرایط قانونی نگهداری از کودکان بی سرپرست را داشته باشند.کودکانی که به خانواده ها سپرده می شوند والدین یا جد پدری آنها شناخته نشده است و از طرف دیگر باید قبل از سپرده شدن به خانوادها از طریق قضایی خانواده ها تأیید شده باشند متقاضیان در لیست نوبت قرار می گیرند و با رسیدن نوبت برای انتخاب فرزند به مراجع نگهداری کودکان اقدام می کنند و خانواده متقاضی توسط بهزیستی به دادگاه برای صدور حکم سرپرستی کودک طی صورت جلسه ای به والدین تحویل داده می شود ومراتب به دادگاه اعلام می گردد.

اما حکم سرپرستی کودک درصورت تشخیص بهزیستی مبنی بر آسیب پذیری کودک ونداشتن شایستگی والدین قانونی یا مراجعه والدین حقیقی کودک با هماهنگی دادگاه فسخ می شود.

اما کودکانی که در واقع قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند و تک سرپرستی ناشی ازطلاق ویا ترک خانه توسط یکی از آنها عاملی است که باعث بروز پدیده بی سرپرستی کودکان شده است متأسفانه تعدادی از این فرزندان به علت رها شدن به بهزیستی کودکانی هستند که با معلولیت به دنیا می آیند و خانواده ها با توجه به شرایط سخت نگهداری فرزند معلولشان، او را رها می کنند.

مشکلات این کودکان نداشتن احساس امنیت و برطرف نشدن نیازهای آنهاست کودکانی که در مراکز شبانه روزی هستند به دلیل جابه جایی های مکرر از خانه به خانه دیگر واز خانه به شبانه روزی و از شبانه روزی به خانه تغییر سیاست های مرکز نگهداری،تغییر کارمندان امکانات رفاهی وتفریحی احساس بی ثباتی می کنند.

کمبود اعتماد به نفس و عدم بیان مشکلات با فرد مناسب وعدم مورد علاقه بودن از دیگر کمبودها و مشکلات روحی رفتاری این کودکان می باشد وجود خشونت رفتاری و بدنی در بین آنها کمبود امکانات وسلیقه های متفاوت آنها احساس محرومیت از خانه وخانواده باعث بروز خشونت در بین آنها شده است.

با وجود یکسان بودن مدرسه کودکان عادی وشبانه روزی این کودکان در محیط مدرسه و کلاس درس در انزوا هستند این کودکان از وضعیت درسی پایین تری نسبت به کودکان عادی برخوردارند زیرا رسیدگی زیاد والدین به وضعیت تحصیلی فرزندانشان باعث شده از وضعیت مناسب تری برخوردار باشند اما این فرزندان از چنین نعمتی محرومند.

 

بررسی وضعیت کودکان خیابانی در ایران وجهان:

ایران قبل از اسلام،هنگامی که جامعه در دوره ی خاصی از زندگی اجتماعی بود نسبت به سایر کشورها از فرهنگی قابل ملاحظه ای نسبت به کشورهای دیگر برخوردار بود ایران قبل از اسلام جامعه طبقاتی بود که اشراف کارگزاران و جنگاوران وپیشه وران را تشکیل می داد.در زمان حکومت ساسانیان که مقارن با ظهور اسلام بود یتیمان و طبقات فقیر نه تنها از درد یتیمی رنج می بردند بلکه از امکانات مادی ومعنوی هم بهره مند نبودند .بعد از آن با ظهور وگسترش اسلام تعلیمات مذهبی باعث شد تا نیکوکاران هر چه بیشتر به امور مالی ومعنوی محرومان توجه کنند وبه دنبال آن ، افراد به کمک فقرا ومستمندان شتافتند .در زمان شاه طهماسب پرورشگاهی در کاشان تأسیس شد ودر سال 1296شمسی جمعیت شیروخورشیدسرخ ایران بنیانگذاری شد و پرورشگاهها وموسسات خیریه غیردولتی در تهران ،بابل، رشت و قم تأسیس شد.

سازمان بهزیستی در سال 1359تأسیس شد که خدمات عمده ای شامل رفاهی وتوانبخشی وبازسازی وبازپروری ارائه می داد. این سازمان در حمایت وخودکفائی خانواده های بی سرپرست، ایجاد مهدکودک ،نگهداری از کودکان بی سرپرست جبران هزینه های خدماتی مانند مسکن پوشاک بهداشت و درمان هزینه های نگهداری وسرپرستی فرزندان بی سرپرست و بد سرپرست را از طریق منابع دولتی وبخشی نیز از طریق کمک های مردمی وافراد خیر تأمین می کند.

بر اساس نتایج آماری در حال حاضر حدود صد میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد که نیمی از آنها در آمریکای لاتین و کشورهای آفریقایی وآسیایی به سر می برند و سازمان یونیسف این کودکان را به دو دسته تقیسم می کند کودکانی که از خدمات وامکانات اجتماعی مانند مدرسه کلیسا بهره مندند و دسته دوم کودکانی که در خیابان ها سرگردانند و دست به تشکیل گروهها وباندهایی زده اند که پدید آورنده ساختارهای اجتماعی برای بقای آنهاست .

طبق آمار غیر رسمی در تهران نیز حدود 20هزار کودک خیابانی زندگی می کنند. افزایش چشمگیر آنها باعث جلب توجه مسئولان شده که منظر نامناسبی در شهرها ایجاد کرده است وتبعاتی دارد . دست های پنهان و منفوری پشت این پدیده وجود دارد که آینده این کودکان را به مخاطره انداخته است یادگیری رفتارهای خشن خیابانی ، ویژگی های اخلاقی نامناسب و به دام افتادن در دام قاچاقچیان و خلافکاران از زمره ده ها خطری است که این کودکان را تهدید می کند. در تمام دنیا این کودکان برای حمل وتوزیع مواد مخدر مشروبات الکلی جیب بری کیف زنی وفروش این کودکان برای تجارت اعضای بدن و اماکن فساد و اجاره دادن به منازل مجردی برای بهره کشی جنسی ودستفروشی در دنیا از طرف قاچاقچیان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند.

با همه این توضیحات کارشناسان این امر راهکارهای مختلف و بسیاری را برای برون رفت جامعه از این دشواری مطرح می سازند . یکی از علل ایجاد مسائل بی سازمانی اجتماعی است به علت بی هنجاری وضعف قوانین،تضاد فرهنگی و مناسبات اجتماعی ناموزون افراد احساس ناکامی می کنند. کنترل اجتماعی در هم می شکند و مشکلات اجتماعی به وجود می آید ؛ تغییرات اجتماعی سریع وکنترل نشده ای که تعادل امور را به هم می زند .حل مشکلات اجتماعی نیازمند ایجاد مجموعه هایی از قوانین کار آمد وبا ثبات است تا از سرعت تغییرات اجتماعی کم شود ودر نظام اجتماعی هماهنگی به وجود آید.تا زمانی که فقر و مشکلات ناشی از آن برطرف نشود مشکلات خانواده های بی سرپرست و بدسرپرست هم حل نخواهد شد. مسئولان حقوقی نیز با وضع قوانین درست و منطقی یعنی قوانینی که مبتنی بر احکام اسلامی باشد همواره در حل این مشکل و دشواری می کوشند. تلاش قوه مقننه در جریان تصویب لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست وبدسرپرست نموداری از این تلاش هاست.بر اساس این لایحه امور مربوط به این کودکان ونوجوانان به سازمان بهزیستی کشور واگذار شده و مسئولان ذیربط برای چگونگی برخورد با این کودکان و نیز ایجاد شرایط محیطی مناسب برای زندگی آنان برنامه های زیادی دارند اما آنچه که در این موضوع خود را بیشتر می نمایاند نیاز دولت به مردم برای همکاری در حل این دشواری است. به یقین هر چه دولت و مردم در این زمینه همکاری بیشتری داشته باشند حل این مشکل آسان تر خواهد بود کما اینکه نقش مردم در این مسئله نقش مؤثر و پررنگی است.نمونه این نقش را می توان در تأسیس مؤسسات مردم نهاد نگهداری از کودکان دانست.

بر اساس پژوهش های زیادی که برای حل این مسئله انجام شده نتایج و یافته های پژوهشی نشان می دهد که از میان شیوه های نگهداری رایج در ایران که شیوه نگهداری مؤسسه ای،خانه های کودک هیئت امنایی گروه های کوچک ، گروههای بزرگ و سپردن کودک به خانواده های امین و فرزند خواندگی هستند،از منظر ارائه خدمات بهداشت سلامت و بهداشت روانی شیوه نگهداری خانه های کودک گروههای کوچک،و سپردن کودک به خانواده ها - با رعایت ملاحظاتی - بیشترین ارزش و کار آمدی را نسبت به شیوه نگهداری مؤسسه ای دارد.

آنچه که باید در این باره مورد توجه قرار گیرد این است که مسئولان باید بکوشند این مشکل از ریشه حل کنند و شرایطی فراهم آورند که ما در جامعه شاهد پدیده های بدی چون کودکان بدسرپرست و بی سرپرست نباشیم این یعنی پیشگیری. باید شرایط اقتصادی،روحی،روانی،بهداشتی و....به طور کلی شرایط خانواده ها به گونه اعتدال وایده آل برسد و در چنین موقعیتی است که فرزندان در محیط امن و آرام و سالم رشد می یابند و هر یک از آنها نقش اصلی خود را که همان آینده سازی برای کشور است به خوبی و با توانمندی ایفا می کنند.

 

نکته بارزی که در این زمینه وجود دارد این است که معضل کودکان ونوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست فقط با نگهداری آنان در محیط های امن حل نمی شود.این کودکان امروز نیازمند آموزش و در آینده نه چندان دور نیازمند داشتن شرایط محیطی مناسب برای ورود به جامعه هستند و باید بستر مناسبی برای حضور آنان در جامعه فراهم آید و موانع ورود آنان به جامعه از میان برداشته شود و این امر هم نیازمند فرهنگ سازی است که جامعه بتواند بی دغدغه با این مسئله کنار بیاید. در غیر این صورت جامعه با مشکلات تازه ای روبرو خواهد شد.

 

منابع:

مجله حقوقی،مقاله بررسی وضعیت کودکان بی سرپرست در ایران ، نوشته دکتر سید محسن تبریزی

روزنامه ایران

مقاله ی کودکان بی سرپرست نوشته ی علیرضا ملازاده

روزنامه خراسان

نگرشی بر پدیده بی سرپرستی ومشکلات فرزندان دور از خانواده نوشته ی ناصر بابایی

روزنامه اطلاعات



 
ديگر موارد