عنوان : اصول آموزش و پرورش را مورد نقد و بررسی قرار دهید
تهيه كننده : حجت کرامتلو
درس: مبانی و اصول آموزش و پرورش
چکیده
در مقاله پیش رو سعی بر آن بوده که اصول تعلیم و تربیت را به شیوهای که معمولاً در کتاب های درسی ارائه میشوند، جمع آوری و ارائه داده شود. می دانیم که در امر (تربیت) عوامل متنوع و گوناگونی دخالت دارند ازجمله منابع مادی و مالی، تکنولوژی و روشها وفنون و محتوای آموزشی، اهداف آن، منابع انسانی و فلسفه و مبانی و اصول حاکم بر آن نظام آموزشی، اما از همه این عوامل مهمتر معلم و مربی است، که نقش بسیار موثر وسازنده ای در تربیت انسان می تواند ایفا کند . نقش مهم در شکل گیری شخصیت و رفتار انسان آموزش و پرورش از اهمیت خاصی برخوردار می سازد . تحقیقات فراوان گویای این حقیقت است که شخصیت و راه و رسم زیستن یک انسان بالغ به میزان وسیعی در آموزش و پرورش شکل می گیرد. بنابراین پیشنهاد می کنند ماهرترین و ورزیده ترین معلمان تعلیم و تربیت کودکان دبستانی عهده گیرند. برنامه ریزان آموزش و پرورش بر این باور که معلم بدون تسلط بر روش ها و کسب مهارت های لازم برای آموزش دروس ، موفقیتی نخواهد داشت بنابراین در برنامه تهیه شده بر کسب مهارتهای تدریس تاکید شده است.
کلمات کلیدی: آموزش و پرورش، اهداف، اصول
مقدمه
می دانیم که در امر تربیت عوامل متنوع و گوناگونی دخالت دارند ازجمله منابع مادی و مالی، تکنولوژی و روشها و فنون و محتوای آموزشی، اهداف آن، منابع انسانی و فلسفه و مبانی و اصول حاکم بر آن نظام آموزشی، اما از همه این عوامل مهمتر معلم و مربیاست، که نقش بسیار موثر وسازنده ای در تربیت انسان می تواند ایفا کند . لازمه اجرای نقش موثر و سازنده و تغییر دهنده معلم این است که برای امر خطیر آموزش و پرورش همه جانبه معلم تربیت شود تا بتواند در سایه فراگیری انچه که ضرورت حرفه ای و مربیگری اوست نقش خود رادر نظام آموزشی به درستی محقق کند. معلم که با همه ابعاد وجودی انسان جسم و روح و روان و عقل و فکر و ذهن و مسایل فردی و اجتماعی و منش و شخصیت او سرکار دارد و باید ضمن رشد و بالندگی هر یک از این ابعاد راه و روش درست نگهداری و محافظت و بکارگیری آنها را به متربی بیاموزد. بنابراین معلم باید بداند و به فهمد که چه چیزی را چگونه و چرا به فراگیر باید یاد دهد، برای رسیدن به چنین هدفی ضرورت دارد که معلمین برای اجرای وظیفه مهم و خطیر و حساس خود تحت آموزشی مبتنی بر برنامه ای اساسی به شرح ذیل قرار گیرند. بدون شک در نظام آموزش و پرورش رسمی هر کشوری معلمان و دانش آموزان و هم از لحاظ کیفی یعنی تاثیری که این دوره در موفقیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر زندگی و دوران تحصیل دارد از اساسی ترین و مهمترین مقاطع تحصیلی است و به جرات می توان گفت هیچ یک از دوره های تحصیلی از چنین اهمیتی برخوردار نیستند زیرا تحقیقات نشان می دهد دانش آموزانی که در دوران تحصیلی ناکامند روبرو هستتند در تمام دوره های زندگی دچار اشکال می شوند . به همین دلیل کشورهای پیشرفته تمام هم و کوشش خود را به تعلیم و تربیت دانش آموزان این دوره معطوف کرده اند و در این میان ژاپن موفقترین و پیشرفته ترین کشور در زمینه آموزش و پرورش به حساب می آید. اما براستی ریشه این موفقیت در کجاست؟ معلمان مدارس در معمولا از میان هدفهای آموزش و پرورش این دوره بیش از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و گسترش مهارتهای ویژه به رشد عاطفی، اجتماعی و خود ادراکی دانش آموزان توجه دارند . آنها محیطی را سازماندهی می کنند که بر روابط انسانی ، پیوندهای عاطفی ، صمیمیت ، رفتار گروهی و احساس تعلق خاطر به مدرسه استوار است . مبانی آموزش و پرورش بیشتر بر شوق انگیز بودن مدارس ، توجه زیاد به رشد شخصیت کودک و ارائه تاکید می محتوای مناسب برنامه های درسی ۲ ویژگی مهم دارد:
1- برنامه درسی خیلی مقتدرانه است و به تعبیر کارشناسان مختصر و مفید است.
۲- از سوی دیگر بر رشد همه جانبه کودک تاکید دارد. مطالعات تطبیقی نشان می دهد که آموزش و پرورش عمومی در ژاپن از کیفیت بالایی برخوردار است. استاد دانشگاه هاروارد در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که کودکان ژاپنی که دوره آموزش عمومی خود را در مدارس حومه شهرهای آمریکا به پایان رسانیده اند ، وقتی به ژاپن باز می گردند یک تا ۲ سال در درسهای علوم طبیعی و ریاضیات از همسالان خود که در ژاپن تحصیل کرده اند ، عقب ترند. پژوهشهای تطبیقی دیگری نشان می دهد که ژاپنی ها در مقایسه با مردم دیگر کشورهای صنعتی ، قوانین را کمتر نادیده می گیرند و این امر تا حدود زیادی ناشی از موفقیت آموزش و پرورش اجتماعی و اخلاقی و مهارت های زندگی کودکان است. در زمینه عوامل موثر بر رشد شناختی کودکان در ریاضی و علوم کودکان ژاپنی در دریافت مفاهیم ادراکی از همتایان دیگر کشورها جلوترند و بر اساس آزمون های مختلف و مشاهده منظم کلاس های دوره ابتدایی از سوی کارشناسان ، خلاقیت کودکان ژاپنی برای مربیان خارجی بسیار عجیب و آموزنده بوده است . بعلاوه بسیاری از پژوهشگران، آموزش و پرورش ابتدایی ژاپن را در حوزه خواندن ، هنر ، موسیقی و مطالعات اجتماعی نیز موفق تر می دانند.
در این بخش ، تعریف آموزش و پرورش ، تاریخچه ظهور ، اهمیت آموزش و پرورش و ... شرح داده می شود.
تعاریف
اصول ، جمع اصل (principle) در لغت به معنی بیخ، بن، ریشه، مصدر، مبنا، اساس، منشاء پایه، سرشت، قاعده و قانون است مفهوم فلسفی اصل با معنای منشاء ومصدر برابر است .
اصل؛ به رابطه مقرر میان پدیده ها یا عوامل گفته می شود، مثلا رابطه بین روش تدریس معین و پیشرفت تحصیلی محصلان یا اصل ضرورت فعالیت شاگرد برای یادگیری .
از نظر دکتر شریعتمداری؛ اصول تعلیم و تربیت، مفاهیم، نظریه ها و قواعد نستبا کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان، معلمان، مدیران، اولیاء فرهنگ و والدین دانش آموزان در کلیه اعمال تربیتی باشد .
این اصول مبتنی بر تعالیم دینی و تحقیقات روانشناسی، زیست شناسی ،جامعه شناسی، فرهنگی و نظریات مربیان بزرگ و دانشمندان تعلیم و تربیت است .
اصول تعلیم و تربیت مربیان را به منزله ابزاری است که با استفاده از آن می توانند به موقع و در عین حال با روشن بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خود را به نحو رضایت بخشی انجام دهند )شکوهی (
تعریف اصل از نظر دکتر هوشیار :
دکتر هوشیار اصل را به معنی ملاک و مبنای کار و عمل شاگرد ومعلم به کار می برد و می گوید )اصول هم عبارت از تکیه گاههای نظری است که از عوامل موجوددر حیات استخراج شده است و هم آن را به عنوان ملاک عمل باید در نظر گرفت( و در تعریف دیگری مقصود از اصول را )جستجوی آن گونه مبانی عقلانی و آن گونه مقیاسها میداند که به وسیله آن می توان در هرمورد با کمال سهولت رفتار پرورشی مطلوب کرد، رفتاری که به وسیله آن می توان هر وضع خاص تربیتی یعنی هر طفل را از موقف مخصوص خود به هدف مطلوب رساند .
اصول رفتارو معلم
اصل و منشاء رفتارمعلم، همیشه نتیجه و محصول نوع بینش واطلاعات وآگاهی های او است که مبتنی بر عقاید، ایمان و آرمانها وآرزوها و امیال معلم است این نکته مهم همواره باید مورد توجه باشد که اصول تربیتی پرورشکار هر چه باشد شاگردان همواره شاهد رفتار او هستند و تجربه نشان داده است که شاگردان معلم را الگو و سرمشق زندگی خود قرارمی دهند، و بنابراین معلم باید در بکارگیری اصول تربیتی و رفتار خود نهایت دقت وتوجه را داشته باشد.
تعریف اصول تعلیم و تربیت اسلامی
اصول، گزاره هایی تجویزی و کلی، خطاب به دست اندرکاران تعلیم وتربیت هستند که با اتکاء بر مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، رابطه ضرورت بالقیاس 1 میان انواع فعالیتهای مربوط به حوزه تعلیم و تربیت اسلامی را بیان می کنند و راهنمای عملیات مزبور هستند.
پیامیر اسلام (ص) می فرمایند :
الولد سید سبع سنین، و عبد سبع سنین، و وزیر سبع سنین
فرزند هفت سال اول آقا و مولی، هفت سال دوم بنده، و هفت سال سوم وزیراست.
خصوصیات اصول آموزش و پرورش :
اصول آموزش وپرورش کشف کردنی است نه وضع کردنی واعتباری
ملاک ومبنای کار و عمل شاگرد ومعلم هستند وبایدها و نبایدها را برای آنها مشخص ومعلوم می سازند.
اصول اموری عینی و واقعی هستند مثل اصل سندیت ومرجعیت معلم که همیشه و همه و جا قابل اعتبار
است.
حد فاصل اصل و قانون تعمیم نداشتن اصل است در هر زمان وبر هرفرد زیرا قانون قابلیت تعمم دارد و اصل
لازم نیست که تعمیم داشته باشد .
خاستگاه اصول (انسان) و حیات همه جانبه او در طول عمر است
اصول در شرایط خاصی از رفتار شکل می گیرند و به محض از بین رفتن آن شرایط، اصل نیز از لحاظ ماخذ
و منشاء رفتار منتفی می شود .
منابع ومبانی اصول :
معمولا بینشها و نگرشها و اعتقادات و تعاریفی که نسبت به انسان و حیات و زندگی او وجود دارد مبانی تربیت را تشکیل می دهند و هر نظام آموزشی بر اساس بینش و نگرش بنیان گذران آن نظام و حاکمیت نسبت به حقیقت انسان و ابعاد وجودی وی، و نیز برحسب هدف و یا اهدافی که از آموزش و پرورش در نظر می گیرند و همچنین بر اساس اعتقادی که به کیفیت رشد و تحول و حرکت انسان به سوی هدف و یا اهداف مطلوب دارند بنا می شود وممکن است که این نگرشها و بینشها در بسیاری از موارد با واقعیت و حقیقت وجودی و حیات و زندگی انسان سازگاری نداشته باشد و نتواند پاسخگوی تربیت انسان آنگونه که باید باشد و نه آنگونه که می خواهند باشد، در حالی که بنظر می رسد چنانچه آزادانه و عالمانه و آگاهانه حیات انسان و انسان مورد تحقیق و مطالعه واقع شود و اصول تربیتی محققانه کشف شوند، آنگاه می توانیم آموزش و پرورش پویا و پاسخگو برای رشد وتعالی همه جانبه انسان داشته باشیم.
اصل تناسب عمل و وضع :
کرشن اشتانیز ؛ اصل دیگری را تحت عنوان )اصل تناسب عمل و وضع( بیان می کندبه این معنا که اعمال تربیتی باید طوری سازماندهی شوند که نظام ارزشی و غایی هر مرحله از رشد را ، بدون در نظر گرفتن نظام بالقوه آتی ، ارضا کند ، زیرا بهترین طریقه آماده کردن کودک برای شرایط زندگی آینده اش سعی در ارضای نیازهای مربوط به رشدکنونیش می باشد.
چند معنا و مفهوم تربیتی :
پرستاری؛ مراقبت محبت آمیز و توجهی است که والدین نسبت به فرزند خود مبذول می دارند تا آنان را از کاربرد زیان آور نیروهایشان باز دارند پرستاری از زمان انعقاد نطفه آغاز می شود و بیشتر به فراهم ساختن
محیط مناسب برای رشد و بهبود شرایط زیست نوزاد اختصاص دارد .
تادیب؛ بعد از پرستاری نوبت تادیب فرا می رسد که طبعیت حیوانی آدمی را به انسانی تبدیل میکند و جنبه منفی دارد و راه را بر عادات نا پسند و نامطلوب می بندد و فضیلتی بوجود نمی آورد .
بار آوردن؛ پدید آوردن دگرگونیهایی است معین که ما آن را هدف قرار داده ایم و طبیعت درونی به عنوان یک اصل بنیادی که باید از آن پیروی شود مورد نظر نیست نقیب زاده 1376
تعلیم؛ یاد دادن، آموختن، آموزش، در معنای این واژه مفهوم تکرار کردن و تدریجی بودن نیز نهفته است.
آموزش؛ تعلیم، آموختن و یاد دادن
آموزش راهی است که مقصد آن پدید آوردن دگرگونی و تحول است و باید زمینه پرورش را فراهم کند نقیب زاده، 1376
پرورش ، پروردن، شکوفاندن و به کار آوردن تواناییهای درونی و استعدادهای طبیعی و خداددادی .
تربیت؛ در لغت به معنی نشو و نما دادن، زیاد کردن ، برتر نهادن برکشیدن، بارآوردن، پروردن، بزرگ داشتن و ارزنده ساختن و مرغوب و قیمتی ساختن یعنی از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق
دادن ، برآمدگی.
آموزش و پرورش ، تعلیم و تربیت، تربیت، پرورش این کلمه در حال حاضر و در سطح بین الملل به چهار معنی بکار می رود :
الف) به معنای موسسه یا نهاد مثل )نظام آموزش و پرورش( در هر کشوری
ب) به معنای عمل و تاثیر؛ بمانند تاثیر نسلهای )بزرگسال( بر نسلهائی که هنوز برای زندگی اجتماعی رسیده و پخته نشده اند .
ج) به معنای محتوا؛ در اولین تقریب بر انچه )برنامه( نامیده می شود منطبق است .
د) به معنای نتیجه و محصول ؛ اثری است که در چهارچوب تعلیم و تربیت به معنای (نهاد) و از طریق توسل به تعلیم و تربیت در معنای (محتوا) بر تعلیم و تربیت به معنای (عمل و تاثیر) مترتب می شود و شایستگی و کارایی فارغ التحصیلان نظام آموزشی مبین آنست
آموزش و پرورش = تربیت = Education
تنها تفاوت قابل ذکر بین آموزش و پرورش و تربیت این است که )تربیت( گرچه حیوانات و نباتات را هم شامل می شود ولی بهتر است بصورت خاص یبرای انسان بکار گرفته شود زیرا ماهیت تربیتی آدمی با آنچه از پرورش حیوانات اراده میشود متفاوت است .
تربیت از نظر نگارنده :
آموزش و پرورش یا تربیت عبارتست از فرآیند مستمر و تدریجی شناسایی و رشد و شکوفایی و اعتدال همه جانبه قوا ،استعدادها و ظرفیتهای بالقوه و طبیعی و درونی و برونی و مادی و معنوی فراگیر متناسب با شرایط و موقعیت فردی و اجتماعی او آنگونه که حق طبیعی و خدادادی اوست و باید باشد نه آنکه می خواهند باشد .
این فرآیند از هنگام ازدواج و انتخاب همسر مناسب و بویژه انعقاد نطفه در رحم مادر آغاز می شود و تا به هنگام مرگ استمرار می یابد.
مفاهیم مختلف تعلیم و تربیت آموزش و پرورش
اهمیت آموزش و پرورش از یکسو و نقش بی بدیل آن در زندگی و حیات انسان و مردم از سویی دیگر موجب شده که همه پیرامون آموزش و پرورش صحبت کنند و متناسب با اندیشه و طرز تفکر و انتظارات خود از نظام آموزشی و مدرسه به اظهار نظر بپردازند و بنابراین آموزش و پرورش مورد تفسیرهای گوناگونی قرار گیرد بویژه علاقه مندان به "تربیت" و دانشمندان و صاحبنظران و علما و فلاسفه و مربیان و متولیان و علمای دینی که برای آموزش و پرورش تعاریف متنوع و گوناگونی ارائه کرده اند.روشن است که هر تعریفی از آموزش و پرورش برای معلمان و مربیان و نیز فراگیران باید قابل فهم و درک باشد و بتواند مورد استفاده آن ها در فعالیت های تربیتی و آموزشی باشد .
برای آشنایی بیشتر به برخی از تعاریف آموزش و پرورش به شرح ذیل اشاره می گردد و با توجه به اینکه مفاهیم آموزش و پرورش کاملا سیال و جاری است،زنجیره این مفاهیم را می توان اینگونه بیان کرد :
حلقه ابتدایی این زنجیره تربیت را عبارت از هرگونه عمل بارآوردن و پرورش تن و جسم و ورزش و فنون جنگی و شمشیر بازی و ... می داند و بنابراین دراین مفهوم قدیمی فراهم ساختن زمینه ها و ملزومات رشد فهم و معرفت و کیفیات مطلوب ذهن در انسان لحاظ نشده و اگر بوجود آید کاملا اتفاقی و احتمالی است
حلقه دیگر این مفاهیم آموزش و پرورش را عبارت از فراهم آوردن موجبات و ملزومات رشد مطلوب توانایی ها و استعدادهای طبیعی و ذاتی و درونی بدون تاکید بر فهم و معرفت و تفکر می داند در حلقه ای دیگر بر فراهم آوردن زمینه برای فهم و معرفت اشاره می شود بدون تاکید بر جنبه مطلوبیت آن و یا رشد بدنی فرد .
حلقه دیگر،مفهوم"تربیت"را عبارت از فرآیندهایی می داند که شرایط و موجبات رشد همه جانبه و همه توانایی ها و استعدادهای فرد را،بویژه در کیفیات ذهنی و فکری که متضمن فهم و معرفت به طور وسیع و گسترده و عمیق است در بر میگیرد و به مطلوبیت آنها نیز توجه دارد.
دسته بندی مفاهیم آموزش و پرورش
میتوان تعاریف فراوان آموزش و پرورش را از سه لحاظ یا سه نوع :تعریف دستوری ،توصیفی و برنامه ای مورد بررسی قرار داد
الف) تعریف دستوری تجویزی
این تعاریف شخصی هستند و در حقیقت بیان کننده نظر و تعریف شخصی از آموزش و پرورش بدون توجه به نظرات دیگران دراین تعاریف اهداف"تربیت" در تعریف مستتر است.مثال:آموزش و پرورش عبارتست ازانتقال فرهنگ
ب)تعریف توصیفی
این تعریف معانی مختلف آموزش و پرورش را که به طرق مختلف بکار می رود تبیین می کند همانند فرهنگ لغات و واژه نامه ها که از یک واژه،معانی مختلفی را که در جاهای مختلفی بکار می رود بیان می کنند .
تعریف توصیفی آموزش و پرورش مانند نشو و نمادادن،بارآوردن،اجتماع پذیر کردن،بازسازی و سازمان دادن
تجربیات،شکوفا کردن و به فعلیت رساندن استعدادهای درونی،رشد و تکامل توانایی های فردی و اجتماعی ج)تعریف برنامه ای
این تعریف تقریبا چگونه بودن آموزش و پرورش را بیان می کند بطور صریح یا ضمنی .
این تعریف به ما میگوید"این است آنچه که یک چیز باید باشد "
این تعریف ترکیبی است از تعاریف توصیفی و دستوری
بررسی الزامات درک معنا و مفهوم تعلیم و تربیت
موضوع "تربیت"؛نفس انسانی است که به قول خواجه نصیرالدین طوسی به طور ارادی از آن افعال و رفتار زیبا و پسندیده یا زشت و قبیح می تواند صادر شود. و چون نفس ناطقه از امور مادی نیست،تربیت آدمی جز در آنچه به پرورش تن مربوط می شود و در آن تا حدی نشو و نما و افزایش ابعاد مادی وجود مورد نظر
است،به معنای برکشیدن،قیمتی ساختن و به حد اعتدال سوق دادن است
نکته:در تعاریف مختلف آموزش و پرورش آنچه مهم است و دارای اهمیت،این است که باید هر تعریفی از"تربیت"
برای معلم و مربی کاملا روشن و قابل درک و استفاده باشد تا آن را در فعالیت های خود بکار گیرد .
تعاریف مختلف آموزش و پرورش از چند دیدگاه مختلف از اندیشمندان و صاحبنظران بزرگ :
افلاطون:تاریخ فلسفه بیانگر این است که نخستین فیلسوفی که درباره تعلیم و تربیت به طور مفصل بحث
کرده،افلاطون است .
اصول ذیل زیر بنای دیدگاههای تربیتی او را تشکیل می دهند
اصل وجود خداوند
اصل ارتباط نفس با مثل؛
اصل بقای روح پس از مرگ؛
اصل تامین عدالت اجتماعی؛
اصل هماهنگی ساختار جامعه و وجود نفسانی فرد؛
اصل توجه به استعدادهای افراد و تربیت افراد مستعد برای زمامداری و مدیریت و...؛
اصل پاکسازی جامعه از عوامل فساد؛
اصل طبقاتی دانستن جامعه آهنی،نقره ای،طلایی
اصل وجود سه قوه در وجود آدمی عاقله،غضبیه،شهویه ؛
از نظر افلاطون؛آموزش و پرورش کشف استعدادها و شکوفا ساختن آنهاست .
از نظر افلاطون برخی از افراد،شیفته دانش و حکمت هستند که ارزش طلایی دارند .
برخی در سطحی دیگربا ارزش نقره ای و گروه سوم از ارزشی معادل آهن برخوردارند و آموزش و پرورش باید متناسب بااین استعدادها پاسخگو باشد .
استعدادهای طلایی،برای زمامداری ،نقره ای برای نظامی گری و نگهبانی و آهنی برای پیشه وری و کشاورزی جامعه باید تربیت شوند .
زمامدار ان باید مراقب افراد مستعد صرفنظر از طبقه ی اجتماعی شان باشند .
افلاطون در کتاب نوامیس خود مینویسد :
منظور من از تربیت پائیدیا ( Paideia) فضیلتی است که در آغاز،کودک کسب می کند.این تربیت عبارتست از تشکیل عادتهای نیک و ابتدایی ترین احساسات یعنی:لذت،مهر،رنج و کینه به صورتیکه خود به خود با عقل که بعد از آن در کودک پدید می آید هماهنگ گردد.
امیل دورکیم :جامعه شناس فرانسوی قرن بیستم،تربیت را"عبارت از فن اجتماعی گردانیدن انسانها"می داند و اعتقاد دارد که"تربیت"عملی است که بزرگترها در حق افراد کوچکترانجام می دهند و عمدتا برمحور "وجدان جمعی" به منظور اجتماعی بار آوردن افراد لازم التعلیم است .
مونتنی :مربی و فیلسوف قرن شانزدهم فرانسوی :
تعلیم و تربیت تنها توجه به محفوظات نیست،زیرا این مهم کودک را برای زندگی آماده نمی کند و هدف تربیت عبارت است از هنر سازندگی انسان ها که برای زندگی مفید و موثر بار آیند .
پستالزی :مربی و روانشناس تربیتی اواخر قرن 11 و اوائل قرن نوزده و بانی آموزشگاه های نو "تربیت"را "عبارت از رشد طبیعی،تدریجی وهماهنگ کلیه استعدادها و نیروهای موجود و مکتوم در انسان" می داند .
هربارت :مربی و فیلسوف آلمانی اوائل قرن نوزده میگوید :
" آموزش و پرورش عبارتست از مراقبت از کودک و تعلیم معلوماتی که او را صاحب هنر و مهارت و فضیلت و تقوی نماید و هدف از این تعلیمات باید دستیابی به کمال شخصیت یعنی اعتدال و هماهنگی جسم و روح باشد و زمینه آن را فراهم سازد "
فروبل :مربی بزرگ آلمانی قرن نوزدهم،به تبعیت از فلسفه طبیعت دوستی یا ناتورالیسم رومانتیک روسو و نظریات پستالزی؛معتقد است که فلسفه تربیت همان"رشد و تکامل نیروها و استعدادهای بالقوه موجود در نهاد آدمی است".فروبل مراحل مختلف رشد را از هم جدا نمی داند .
کرشن اشتاینر :
" تربیت چیزی جز آشنا کردن فرد به ارزشها و منظومه اعتبارات فرهنگی و آثار تمدن و ارزش سنجی آنها نیست و از این رهگذر است که شخصیت هرکس تکوین و تحقق می یابد"
فارابی)معلم ثانی ( :آموزش و پرورش عبارتست از"هدایت فرد به وسیله فیلسوف و حکیم برای عضویت در مدینه فاضله به منظور دستیابی به سعادت و کمال اول در این در این دنیا و کمال نهایی در آخرت "
بو علی سینا :
او ماهیت آموزش و پرورش را عبارت از"برنامه ریزی و فعالیت محاسبه شده در جهت رشد کودک،سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعی،برای وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهی" می داند .غزالی امام محمد
هرچند غزالی مانند صاحبنظران امروز به تعریف مستقلی از تربیت نپرداخته است،ولی با توجه به آرای تربیتی این دانشمند بزرگ شاید بتوان نظر وی را در ماهیت تعلیم و تربیت اینگونه بیان کرد که :
" تعلیم و تربیت عبارت است از نوعی تدبیر نفس و باطن از طریق اعتدال بخشی تدریجی به قوا و تمایلات،بوسیله معرفت،ریاضت و استمرار،برای نیل به انس و قرب الهی "
در تعریف جنبه فردی و اجتماعی از هم جدا نشده و بنابراین تکلیف معلم و مربی روشن نیست .
اُکونور (o,Connor ): استاد دانشگاه لیورپول انگلستان،در کتاب مقدمه ای بر فلسفه تعلیم و تربیت،آموزش و پرورش را متشکل از امور زیر می داند :
الف) دسته ای از تکنیک ها یا روش ها در انتقال معلومات،مهارت ها و گرایشها .
ب) یک دسته تئوریها که اجرای تکنیک ها و روشها را تایید می کند .
پ) یک دسته ارزش ها یا آرمانهایی که در هدف های انتقال معلومات،مهارت ها و گرایش ها مورد توجه و انعکاس قرار گرفته اند .
توجه:کسب معلومات و مهارت ها از طریق و روش انتقال معلومات مورد تاکید قرار گرفته است؛گرچه انتقال معلومات ضروری و لازم است ولی"تربیت"غیر از جریان انتقال معلومات است و آن وسیله است برای "تربیت".
فیلیپ ج.فنیکس: استاد دانشگاه کلمبیا،در کتاب "فلسفه تعلیم و تربیت" "آموزش و پرورش را جریانی می داند که بوسیله آن افراد از روی قصد و اراده رشد افراد دیگر را هدایت می کنند ."
در این تعریف به نکات ذیل باید توجه داشت :
الف) آموزش و پرورش فقط به انسان اختصاص دارد و امری است انسانی؛
ب) آموزش و پرورش یک نوع جریان و فعالیت پیوسته،ارادی و مستمر است که با مشارکت فرد فراگیر صورت می گیرد و جریان تربیت کل شخصیت فرد را در بر می گیرد؛
پ) هدایت رشد مطرح شده ولی جهت و چگونگی آن معلوم نشده است؛
ت) گرچه تعلیم و تربیت رسمی ارادی وتوأم با طرح و برنامه از روی قصد و هدف است ولی تربت همیشه ارادی و از روی قصد و هدف و نیت نیست مانند شنیدن یک سخنرانی یا خواندن یک مقاله و ....
پروفسور برودی:استاد دانشگاه ایلینویز در صفحه 0 کتاب خود بنام فلسفه تعلیم و تربیت آموزش و پرورش را"به عنوان کنترل یادگیری"مورد بحث قرار می دهد.برودی آنچه را که از مفهوم آموزش و پرورش خارج است مانند اموری که در جریان رشد و تکامل خود به خود ظاهر میگردند و به وقایع بدنی مربوط میباشند را ذکر می کند و سپس رابطه "تربیت" با یاد گیری را مورد بررسی قرار می دهد.به نظر او تربیت با یادگیری یکسان نیست.به عنوان مثال یادگیری هایی که از طریق ایجاد عکس العمل مشروط )شرطی شدن(صورت می گیرد و فرد در جریان یادگیری خود به خود و بدون آگاهی یا به عبارت درست تر بدون دارا شدن فهم صحیح،امری را می آموزد،به هیچ وجه جنبه تربیتی ندارد.
برودی سه نوع تربیت را مورد بحث قرار می دهد :
تربیت محیطی:این نوع تربیت تقریبا خود به خود صورت میگیرد و در تماس اجتماعی فرد با دیگران؛
برودی این نوع یادگیری را که فرد بدون نقشه و توجه فرا میگیرد مترادف با آموزش و پرورش می داند در حالیکه با یادگیری از طریق عکس العمل مشروط تفاوتی ندارد .
تربیت غیر رسمی:آنچه در خانواده یا در موسسات غیر تربیتی به فرد آموخته می شود و بیشتر جنبه عملی دارد .
تربیت رسمی:در تربیت رسمی هدف تعلیم یا عادت دادن Training و یا هر دو واضح است و برای آن
موسسه)مدرسه دانشگاه و ...(تشکیل میشود و نظام آموزش و پرورش - .
برودی آموزش و پرورش را عبارت از جریان یا نتیجه جریانی می داند که در آن از طریق هدایت و کنترل یادگیری و از روی سنجش و تدبیر کوشش به عمل می آید تا تجربه را شکل دهند .
نکات قابل توجه در مباحث پروفسور برودی در مورد تربیت:
-تعلیم وتربیت جنبه ایده آلی داردومربی می خواهدآنچه راکه فردبایدبیا موزددروی رشددهدبنابراین آن دسته ازیادگیریهاکه تحت کنترل قراراداردباتعلیم وتربیت ارتباط دارد.
- فرد را متوجه توافق یا تضاد میان موسسات غیر تربیتی و تربیتی می سازد .
- مانع تداخل وظایف تربیت غیررسمی )خانواده،سازمانهای دینی وسیاسی و اجتماعی( با مدرسه خواهدشد .
- وظیفه معلم را که کنترل یادگیری اموری معین است مشخص و مسئولیت او نیز معلوم می گردد .
- میان تدریس و یادگیری می توان فرق گذارد.)یادگیری های غیر کلاسی (
- با اینکه تعلیم و تربیت درست از راه یادگیری اتفاق می افتد،باوجود این نمی توان این دو جریان را یکسان تلقی نمود .
- در تعریف برودی تعلیم و تربیت با یادگیری کنترل شده مترادف فرض شده است،در حالیکه واقعا این دو باهم فرق دارند. یادگرفتن مفاهیم ریاضی،قوانین علمی،مهارت ها و زبان و ادبیات در مدرسه تحت کنترل معلم صورت می گیرد، با وجود این اینگونه یادگیری بیشتر جنبه تعلیمی دارد نه تربیتی،ممکن است شاگردی این امور را تحت کنترل معلم بیاموزد ولی از نظر تربیتی ضعیف باشد .
- وظیفه تربیت تنها متوجه مدرسه نیست و دیگران هم وظیفه دارند .
تربیت به مفهوم وسیع:عبارت است از هر عمل یا فعالیتی که واجد اثر سازنده بر روی جسم و روح و شخصیت و یا شایستگی مادی و معنوی فرد باشد .
در این معنا تربیت فرآیندی است پیوسته که روند آن از آغاز انعقاد نطفه در رحم مادر شروع و تا زمان مرگ ادامه می یابد.به عبارت دیگرانسان در سراسر زندگی به یادگیری و تجربه اندوزی عمدی و غیرعمدی(رسمی غیررسمی)می پردازد و تحت تأثیرمتقابل محیط فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی خود قرار می گیرد .
تربیت به معنی اختصاصی کلمه
تربیت در این مفهوم عبارت است از فعالیت و یا عملی که آموزشگاه ها و موسسات تربیتی از روی قصد و عمد و با هدف معین و برنامه ای خاص در رشته های مورد نیاز به تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان می پردازند.
مسلماٌ چنین تربیتی تنها به انتقال دانشهای عمومی و میراثهای فرهنگی و اجتماعی اکتفا نخواهد کرد بلکه برنامه های آن باید ازویژگی،دیدعلمی،نوآوری،پویایی،خلاقیت و سازندگی جهت ساختن افراد کارآمد و مبتکر برخوردار باشد .
"آموزش "و"پرورش" جدا ناپذیرند
تعلیم و تربیت)آموزش و پرورش( دو امر جدا از هم نیستند و اگر گفته می شود "تزکیه" مقدم بر"تعلیم"
است،مقصود جدایی و تقدم زمانی یکی بر دیگری نیست و این تقدم،تقدم رتبه ای است.پرورش ،میوه و محصول و هدف آموزش است و آموزش وسیله آن. بنابراین آموزش و پرورش همزمان هستند و تصوّر دو نفر یکی به نام معلم و دیگری مربی درست نیست و هرمعلمی،مرّبی هم هست .
هُوالَذّی بَعَثَ فیِ الاُمیّینَ رَسولاً مِنهُم یَتلوُا عَلَیهِم ءایاتِهِ وَ یُزَکّیهِم و یُعَلِمُهُم الکِتابَ وَ الحِکمَۀَ وَ إن کانوُا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ( 2) سوره جمعه
" اوست که در میان مردم بی سواد،پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را از آلودگی های فکری و روحی پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد،آنان قطعاً پیش از این در گمراهی آشکاری بودند "
تاثیر بزرگسالان از نظر تربیتی بر خردسالان با توجه به حدیث نبوی
کُلِّ مَولودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَةِ فَأَبَواهُ یُهَوّدانِهِ و یُنَصِّرانِهِ وَ یُمَجِّسانِهِ .
این حدیث نبوی،تلویحاً )ضمنی،درلفافه،سربسته(به امکان تربیت آدمی اشاره می کند و آدمیزاده را از لحاظ
فرهنگی،اجتماعی و اعتقادی محصول تعلیم و تربیت یا نفوذ بزرگسالان در خردسالان می داند
فرق بین عمل تربیتی و عمل عادی از نظر جان دیوئی :
در اجرای اعمال عادی و بدون هدف و غرض فرد به نتیجه و ارتباط فعالیت های خود توجه ندارد و آن را درک نمی کند و در حین انجام کار متوجه نتیجه عمل خود نیست و هدف آن را نمی داند مانند کارهایی که دیگران انجام آن را از اشخاص می خواهند و بسیاری از تکالیف مدرسه ها که ممکن است فرد امری را بدون درک و فهم یاد بگیرد ،امّا عمل تربیتی توأم با درک ارتباطات،پیش بینی نتایج وتوسعه و تجدید تجربه است.
- تجربه؛جریانی است که در آن افکار،تمایلات،هدف ها،مهارت ها و قدرت و درک فرد از محیط که،از
اشخاص،اشیاء،حوادث و پدیده ها تشکیل شده و روی یکدیگر اثر می گذارند حاصل می شود،نتیجه این تجربه در فعالیت های بعدی فرد مؤثر است .
- در موقع دوباره سازمان دادن،فرد متوجه جنبه های مختلف تجربه و ارتباط آنها با یکدیگر می شود و توجه به این ارتباط و روشن شدن هدف فعالیت ها موجب گسترش معنای تجربه می گردد و فرد می تواند نتیجه اعمال یا عکس العمل های خود را پیش بینی کند و همین امر فرد را در کنترل و هدایت تجربیات بعدی قادر می سازد .
کوتاه سخن اینکه :
- آموزش و پرورش عبارتست از:تجدید نظر در تجربیات و تشکیل مجدد آنها به طوری که این جریان موجبات رشد بیشتر را فراهم سازد .
- کار معلم در هر مرحله از تربیت،کمک به افراد در ارزیابی و تجدید نظر در تجربیات و تشکیل مجدد آنها است.مثلاً به هنگام ورود دانش آموز به دبستان به او کمک کند تا تجربیات گذشته خود را در برخورد با محیط ارزیابی کند و با کمک معلم آن را به صورت مفید بازسازی نماید .
- تجدید نظر در تجربیات مانند قضاوت صحیح در هر مرحله ای از زندگی قابل اجرا است .
- مفهوم تجربه نیز از مفاهیمی مانند کسب دانش و مهارتها و انتقال معلومات کاملاٌ متمایز است و می توان آن را به عنوان اصلی مبنا و ملاک کار در فعالیت های تربیتی قرار داد .
چند تعریف از تعلیم و تربیت
قضاوت صحیح: گروهی از متخصصان،تعلیم و تربیت را "رشد قوة قضاوت صحیح می دانند، به نظر این عده کار معلم و مربی کمک به فرد در پرورش قوة قضاوت صحیح می باشد "
منظور از قضاوت صحیح،اظهار نظری است که با دلیل همراه باشد .
تعلیم و تربیت و فرد:پاره ای از مربیان آنچه را که در جریان تربیت شدن برای افراد رخ می دهد یا به عبارت دیگر تربیت فرد را رشد وی یا آنچه با رشد او ارتباط دارد،تلقی می کنند .
از نظر دیویی؛آموزش و پرورش همان رشد است و او"حیات"را رشد می داند و رشد کردن یا جریان رشد نیز همان حیات است .
با این تعریف،جریان تربیتی هدفی ورای خود ندارد و خود هدف خویشتن را تشکیل می دهد و جریان آموزش و پرورش عبارت است از: )دوباره سازمان دادن ،دوباره بناکردن و انتقال دادن تجربیات (
فرد کودک و فرد بزرگسال از لحاظ رشد فرق ندارد و هر دو در حال رشد هستند اختلاف آنها در شکل رشد و شرایط آن است .
هدایت رشد؛عده ای تربیت را عبارت از)هدایت یا راهنمایی رشد فرد تلقی می کنند( بنابراین رشد خود به خود هدف نیست و بلکه باید آن را به سوی هدف معینی سوق داد .
در روانشناسی رشد را به عنوان تغییراتی که باید با پیشرفت همراه و ضمناً از طرح و هدف مشخصی پیروی می کند مورد بحث قرار می دهند و طرح و هدف معین را عبارت از زمینه ای می دانند که رشد در آن صورت می گیرد .
از این جهت تربیت در واقع سوق دادن جریان رشد فرد در مسیر طبیعی و عادی است .
معمولاً روانشناسان چهار جنبه اساسی را در رشد آدمی مشخص می سازند :
الف)جنبه عقلانی؛شامل ادراک،قضاوت،تفکر و پیش بینی .
ب)جنبه اجتماعی؛رابطه فرد را با دیگران مشخص می سازد .
پ)جنبه عاطفی؛عبارتست از پیدایش و بروز عواطف در فرد و طرز کنترل آنها .
ت)جنبه بدنی؛شامل تغییرات کمی و کیفی بدن .
تعلیم و تربیت قدیم و تعلیم و تربیت جدید (مترقی )
جان دیویی در کتاب تجربه و تعلیم و تربیت خود مسایلی از جمله تعلیم و تربیت قدیم و تعلیم و تربیت مترقی، احتیاج به یک تئوری تجربه در آموزش و پرورش،میزان های تجربه،کنترل اجتماعی،ماهیت آزادی،معنی هدف،سازمان مترقی مواد درسی و تجربه به عنوان وسیله و هدف تربیت را مورد بحث قرار داده است و ما به اختصار در اینجا نظریات وی را در مورد آموزش و پرورش قدیم و آموزش و پرورش جدید و تجربه و تعلیم و تربیت نقل می کنیم.
تجربه و تعلیم و تربیت (نظریۀ اساسی دربارة تجربه)
یکی از مسایل مهّم و عمده در آموزش و پرورش جدید کشف رابطۀ حیاتی میان تعلیم و تربیت و تجربۀ شخصی است و برای درک فلسفۀ تجربی تربیت،باید معنای تجربه را بیان کرد. اینکه می گوئیم وعقیده داریم که هر آموزش و پرورش صحیحی از راه تجربه حاصل می شود، دلیل بر این نمی شود که هر تجربه ای آموزنده و دارای بار و اثر تربیتی است،به عبارت دیگر تجربه و تربیت معادل هم نیستند و پاره ای از تجربیات نه تنها اثر تربیتی ندارند بلکه دارای اثر سوءِ تربیتی هم هستند. هر تجربه ای که رشد فرد را برای کسب تجربیات بیشتر متوقف و مختل سازد،از لحاظ تربیتی اثر سوء دارند،تجربیاتی که حالت جمود و تحجر در فرد بوجود می آورند یا موجب فقدان حساسیت و تأثر گردند مانع پیدایش تجربیات غنی تر و بیشتر در آینده می گردد. تجربیاتی که حالت ماشینی و خودکار را زیاد می کند ولی مانع کسب تجربیات بیشتر می شوند،و تجربیاتی که مطبوع و لذت بخش هستند ولی باهم ارتباط ندارند و موجب پراکندگی ذهن می شوند و تضییع نیرو،گرچه ممکن است زنده،حیاتی و جالب باشند ولی عاداتی نامربوط،غیر متمرکز و مجزا بوجود می آورند که مانع تحت نظر قرار دادن تجربیات بعدی میشوند و در این شرایط است که بحث راجع به کنترل "خود "بی معناست .تجربیات مفید؛باید صحیح باشند یعنی اینکه با تجربیات قبل و بعد شاگردان مرتبط باشند،مطبوع و لذت بخش باشند و طوری انتخاب شوند که سبب رشد و توسعه تجربیات بعدی
شوند.در تربیت قدیم شاگردان دارای تجربیاتی می شدند منتها این تجربیات دارای ویژگی و کیفیت های فوق الذکر نبودند .
بنابراین باید کارها و فعالیت های تربیتی خود را برای انجام درست آن برروی نقشه و طرحی درست پایه گذاری کنیم .این نقشه همان فلسفۀ تربیتی نام دارد و با آنچه باید انجام شود و کیفیت انجام امر،ارتباط دارد.
اصول آموزش و پرورش با توجه به تحقیقات روانشناسی، جامعه شناسی و فرهنگی
گفته شد که اصول آموزش و پرورش را باید کشف کرد و به عبارتی این اصول مبتنی هستند بر تعالیم دینی و تحقیقات زیست شناسی، روانشناسی، جامعه شناسی، فرهنگی و نظریات مربیان بزرگ و اندیشمندان و فلاسفۀ بزرگ تعلیم و تربیت؛ که در فصول قبلی به برخی از این اصول و راه کشف و منشاء و مصدر آنها از جمله تحقیقات مربی بزرگ آلمانی کرشن اشتاینر و برخی دیگر از نظرات اشاره شد. همۀ این اصول مورد نیاز و راهنما برای معلم و شاگرد است و بویژه معلم و مربی به اندازة نیاز و تخصص شغلی باید با آنها آشنا باشد به عنوان مثال آموزش و پرورش باید از رشته های مختلف روانشناسی مانند روانشناسی تربیتی، روانشناسی یادگیری، روانشناسی کودک، نوجوان و جوانان، روانشناسی بلوغ و ... استفاده کند و اصولی را که روانشناسان بزرگ در این موارد پیدا می کنند مبنای کار کار و فعالیت های تربیتی خود قرار دهد.
روانشناسان اصولی را در زمینۀ رشد شخصیت انسان به شرح ذیل بیان داشته اند:
رشد عبارتست از یک تغییر دائمی که همواره توأم با پیشرفت و توسعه بوده و به طور منظم در زمینۀ و طرح و هدف معینی صورت می گیرد.
منظور از تغییر دائمی این است که گذشته فرد با وضع فعلی او کاملاً ارتباط دارد و رشد فرد در زمان حاضر پایه و اساس رشد او در آینده است.
بنابراین؛ آموزش و پرورش باید تجربیات گذشته فرد را، پایه و اساس تجربیات فعلی او قراردهد و باید توجه داشت که تربیت و تجربۀ فعلی هم اساس کار آینده او را تشکیل می دهد.
رشد به صورت تغییرات تدریجی در رفتار فرد یعنی در افکار، عادات، تمایلات، احساسات و اعمال روزمره او ظاهر می گردد، بنابراین مربی باید دایماً رفتار فرد را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و آن را سازماندهی کند.
رشد در هر دوره مشکلات و مسائل خاصی برای افراد بوجود می آورد و مربی باید در هر دوره مشکلات افراد را در نظر گرفته و برای حل آنها به افراد کمک کند در دوره های اولیه رشد ممکن است مشکل فرد کنترل فعالیت های عضلانی باشد در حالی که در دوره بلوغ، سازش اجتماعی و طرز به سر بردن با دیگران و سایر مسایل اجتماعی مسأله عمده و اساسی فرد است.
رشد در جنبه های مختلف شخصیت انسان صورت می گیرد و معلم و مربی باید به تمام این جنبه ها توجه داشته باشد.
آثار رشد در جنبه های؛ بدنی، عقلانی، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی، دینی، هنری، روحی و روانی، علمی و ... ظاهر می گردد.
رشد افراد مختلف است؛ معلم و مربّی باید به این اختلاف ها و تفاوت های فردی توجه کند و تلاش کند با توجه به آنها زمینه و فرصت های لازم برای رشد و ترقی آنها را بوجود آورد.
تعلیم و تربیت در اسلام
تعریف تعلیم و تربیت اسلامی را به معنای تعلیم و تربیتی دانست که، بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی، الهیاتی، انسان شناختی و ارزش شناختی اسلامی مبتنی است.
تربیت عبارت است از فرآیند تعاملی زمینه ساز تکوین و تعالی پیوستۀ هویت متربیان، به صورتی یک پارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی، به منظور هدایت ایشان در مسیر آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همۀ ابعاد
تربیت کشاندن آدمی است به سوی ارزشهای والای انسانی، چنانکه آن ارزشها را بفهمد، « : تعریف دیگری از تربیت بپذیرد، دوست بدارد و به کار آورد. انسانی که به این مقام دست یابد چه بسا به گزینش ارزشها خواهد پرداخت و راهنما و تربیت کنندة خویش خواهد شد و این برترین معنای تربیت است؛ که همانا رو کردن آزادانه و آگاهانه به ارزشهاست .
فلسفۀ تربیتی اسلام:
در فلسفۀ آموزش و پرورش اسلامی، سلسله ارزشها از معرفت نفس یا خویشتن شناسی «رب» آغاز و به شناسایی منتهی میشود و سایر معارف در حقیقت وسایل رسیدن به هدفهای موردنظر اسلام بویژه هدف نهایی خلقت آدمی به شمار میروند.
در واقع معرفت نفس، معرفت رب را امکان پذ یر و آسان میسازد.
علی (ع): معرفۀ النفس انفع المعارف؛ شناسایی نفس یا خودشناسی مفیدترین شناخت است.
انسان دائماً در جدال بین دو عنصر خدایی و خاکی روح و جسم و یا به تعبیر روانشناسان بین دو خود واقعی و خودآرمانی بسر میبرد. بقول حافظ:
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
خلاصه اینکه؛ فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی دانشی است که ضمن تحلیل مهمترین کلیدواژههای به کار رفته در آموزش و پرورش اسلامی، مبانی مختلف آن یعنی مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی، الهیاتی، ارزش شناختی و انسان شناختی را میکاود و اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل، عوامل و موانع و روشهای آن و رابطۀ آنها را با یکدیگر بررسی میکنند.
فلسفۀ تربیت:
الف(در معنای ژرف و گسترده؛ رو کردن به پرسش های بنیادی است؛ دربارة انسان، تکامل و سرنوشت او.
ب( در معنای محدود؛ سنجش آموزش و پرورش سازمان یافتهای است که مقصد آن آماده کردن نوآموزان برای زندگانی است. بنابراین بیشتر دربارة برنامه، هدف، روش، اصول و ... بحث میکند.
رئالیسم اسلامی:
اسلام جهان را، مستقل از وجود انسان میداند و آن را نظامی واحد و منسجم میداند، که از قوانین و مقررات معین پیروی میکند. نظم حاکم بر هستی و پدیدههای آن مؤید این نظریه است. اصل علیت مورد تأیید اسلام است و انسان میتواند با استفاده از نیروی عقل و فکر خود به مطالعۀ جهان بپردازد. در قرآن کریم کراراً انسان به تفکر و تعقل در آیات و نشانههای خداوند از جمله، انسان، زمین، آسمان، طبیعت و ... دعوت شده است.
اسلام و فلسفۀ اسلامی جهان و اجزای آن را دارای وجودی مستقل میداند که دارای واقعیت هستند و واقعیت آنها خود تکیه به یک واقعیتی دیگر دارد که عین واقعیت و بخودی خود )بدون علت( واقعیت است و جهان و اجزای آن بواسطه یک علت، واقعیت دارد، و اگر آن واقعیت و علّت نبود، هستی یا واقعیت آنهم منتفی بود.
برخی از اصولی که دین اسلام را ممتاز ومشخص می سازند و اهداف تربیتی آن را بوجود می آورند این اصول عبارتند از:
اسلام دین دنیا و آخرت است « الدّنیا مزرعۀ الاخرة »
برقراری رابطه مستقیم بین انسان و خداوند.
اعتراف به ارزش و اعتبار عقل و علم
خداوند بزرگ هنگام توصیف خلقت جهان و قدرت خویش خطاب به انسان میفرماید:
«انّ فی ذالک لایات لقوم یعقلو » آیه 5 سوره رعد
در همۀ این آثار، نشانههایی برای کسانی که میاندیشند وجود دارند.
چند نکته اساسی در بحث شناخت و معرفت:
الف) از آنچه بدان علم نداری پیروی مکن؛ (ولا تقف ما لیس لک به علم)
به عبارت دیگر پذیرش هر مطلب و نظریه را مبتنی بر علم و دلیل و برهان میداند.
ب) حواس و عقل را در جریان شناخت و معرفت فعال میداند و برای آنها اعتبار و سهم زیادی قائل است.
(انّ السّمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً) آیه 31 سوره اسرا
گوش و چشم و قلب )ضمیر یا ذهن و عقل( همگی در این تبعیت مسئول هستند.
پ) فعالیت حواس مقدمۀ شناخت و معرفت است و معرفت در مرحلۀ نهایی امری ذهنی و عقلانی است.
ویژگیهای تربیت در اسلام
تربیت اسلامی از منبع وحی سرچشمه میگیرد و از این جهت تربیتی الهی و دینی محسوب میشود و خداوند پیامبر(ص) خود را برای هدایت و تربیت انسان فرستاده است.
با توجه به اینکه تربیت در واقع تکنولوژی رفتار یا تغییر شکل رفتار است بنابراین تربیت از نظر اسلام یعنی رفتار مطلوب اسلامی را جانشین رفتار موجود کردن است.
تربیت عقلانی:
امام موسی بن جعفر(ع) به هشام میفرماید: (اصول کافی، ج 1، ص 25 ) یا هشام انّ الله علی النّاس حجّتین، حجۀ ظاهره و حجۀ باطنه فاما الظاهر فالرسل و الأنبیاء و الأئمه علیهم السلام و امّا الباطنه فالعقول.
ای هشام؛ به درستی (راستی) که خدا بر مردم دو حجت دارد؛ حجّت آشکار و حجّت پنهان (نهان) ظاهری و باطنی ، امّا حجت آشکار
همان پیامبران و رسولان و پیشوایان هستند، و امّا حجت نهان همان عقل است
بنابراین خداوند علیم؛ انسان را از دو طریق هدایت و راهنمایی میکند یکی انبیاء و پیشوایان معصوم و دیگری عقل.
اسلام میخواهد که انسانی تربیت شود که:
خدا را بشناسد و به او تقرب پیدا کند و همۀ ابعاد و ساحتهای وجودی خود را رشد دهد؛ -
اوامر خدا را که بوسیلۀ پیامبران ابلاغ شدهاند بداند و عمل کند؛ -
به رستاخیز معتقد باشد؛
در راه تحصیل علم و معرفت بکوشد و آن را امری مستمر و تدریجی بداند؛
مهارتهای لازم برای بهتر ساختن زندگی انفرادی و اجتماعی را بیاموزد؛
برای انسانیت و انسان ارزش و احترام قائل باشد؛
آزادی و استقلال نسبی فکری و عملی خود را حفظ کند؛
مظهر فضایل اخلاقی، رفتار نیکو و صفات پسندیده باشد
اصول تعلیم و تربیت در اسلام:
تعریف؛ اصول آموزش و پرورش از مبانی و اهداف آن به دست میآیند و راهنمای روشها و فعالیتها در امر تربیت هستند.
اصول تعلیم و تربیت در اسلام؛ نیز مبتنی هستند بر مبانی تربیت اسلامی و رابط هستند بین فعالیتها و اهداف آموزش و پرورش اسلامی و نیز راهنمای عملیاتی آن.
تأثیر تربیت نقش معلم
انسان برای شکوفایی و رشد استعدادها و دانشها و بینشها و شناخت ارزشها میتواند از دیگران استفاده نماید و به اشتباهات و کجرویهای خود خاتمه دهد و آنها را اصلاح کند و بنابراین نقش معلّم و مربی بسیار حائز اهمیت است زیرا معلم با آموزشهای مفید و ارزشمند خود بُرد شناخت و تعقل فراگیر را وسعت میبخشد و راه کنترل و تعدیل غرایز و جانشینی ارزشهای مثبت بجای آنها که منفی هستند و راه کسب ملکات فاضله و صفات ارزنده برای تحقق اهداف خدایی از آفرینش انسانها را فراهم میکند و گام بلندی در راه تکامل انسان برداشته میشود و یا فراگیر برمیدارد.
چکیده اهداف تعلیم و تربیت در اسلام
پیدایش آمادگی و مهارتهای مطلوب برای بهره مندی از یک زندگی سالم انسانی اعم از آمادگی بدنی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی و ایمان به اصول دین و عمل به دستورهای دینی به منظور تأمین سعادت در دو جهان، تعلیم حکمت، تکامل انسان، پرورش نیروی تفکر و روح اجتماعی، دوستی با ملل و اقوام دیگر و از همه مهمتر تقرّب به خدا و چکیده اهداف تعلیم و تربیت در اسلام هستند.
تربیت اخلاقی: اگر زندگی انسان را عبارت از برقراری یک عده روابط بدانیم، این روابط وقتی سودمند و مفید خواهند بود که شخص از تربیت اخلاقی درستی برخوردار باشد.
مثال برای ارتباطات مبتنی بر تربیت اخلاقی:
رابطه انسان با انسان: با مردم زندگی کند بدون اینکه زور بگوید و یا بشنود.
رابطه انسان با خودش: بتواند خود را بپذیرد و در اصلاح نقطه ضعفهای خود تلاش کند.
رابطه انسان با طبیعت: بیشترین بهره را از طبیعت ببرد بدون اینکه آن را از بین ببرد.
رابطه انسان با اشیاء: از ابزارها و اشیاء به درستی استفاده کند.
رابطه انسان با اوضاع و احوال: بتواند موقعیت و اوضاع و احوال را درست تجزیه و تحلیل کند و در تقویت جنبه های مثبت و تضعیف جنبه های منفی تلاش کند و سازگاری درستی بین اوضاع و احوال برقرار نماید.
روش های تربیتی در اسلام
تعریف روش: راهی است برای رسیدن به هدف عملی و رفتاری
هدایت
مفهوم هدایت در آموزش و پرورش از ارزشی ویژه برخوردار است و همانطور که گفته شد برخی از متخصصان تربیت، هدایت و آموزش و پرورش را مترادف میدانند و تربیت را همان هدایت فرد یا جامعه میدانند و بعضی از مربیان هم هدایت را رسالت اساسی آموزش و پرورش میدانند.
عبادت - تلفیق - توام ساختن علم و عمل - الگو قرار دادن معصومین، پیامبر و ائمه - پیروی از عقل و استدلال، مطالبه دلیل - امر به معروف و نهی از منکر - جهاد در راه خدا – پاداش و تنبیه و امتیاز دادن - توبه - پند و اندرز دادن - ذکر مثال، قیاس و استقرا - بیان سرگذشت اقوام و ملل - مباحثه و مناظره، سئوال و پرسش و پاسخ
نتیجه گیری
با توجه به آنچه که در متن ذکر گردید ارتقای دانش و مهارت آموزگاران دارای مدرک تحصیلی در آموزش و پرورش ابتدایی کشور جهت پاسخگویی به نیاز برنامه های درسی تحول در سیاست های برنامه ریزی درسی و تاثیر آن در برنامه های درسی نتایج تحقیقات تطبیقی در مورد تاثیر سطح سواد معلمان بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
منابع
اسمیت، فیلیپ جی ترجمۀ؛ بهشتی، سعید فلسفه آموزش و پرورش، انتشارات آستان قدس رضوی، . 1377
استیونسن، لسلی، ترجمۀ: - – محسن پور، بهرام هفت نظریه دربارة انسان، . 1361
افسری، غلامحسین مبانی و اصول برنامه ریزی آموزشی و درسی، نشر پیام کلیدر، . 1334
تقی پور ظهیر، علی مبانی و اصول آموزش و پرورش، انتشارات آگه، . 1376
شریعتمداری، علی اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، انتشارات امیرکبیر، تهران، . 1376
شریعتمداری، علی اصول تعلیم و تربیت، انتشارات دانشگاه تهران، . 1376
شریعتمداری، علی تعلیم وتربیت اسلامی.