بررسی نسخ و اقسام آن
چکیده
نسخ آیات قرآن از جمله مسائلی است که در عرصه فقه، حديث و تفسیر همواره مورد توجه مفسران و دانشمندان اسلامی بوده است. درباره هویت نسخ چهار مدرسه: رفع، دفع، خطاب و بیان وجود دارد که در این میان، مدرسه رفع با فرهنگ قرآن سازگارتر است. برای نسخ از نظر ناسخ چهار قسم: نسخ قرآن به قرآن، نسخ قرآن به سنت، نسخ سنت به قرآن و نسخ سنت به سنت وجود دارد که روایات ناظر به نسخ آیات به آیات، مصداق عینی نسخ قرآن به قرآن است. شیعه به خلاف اهل سنت که به سه نسخ: حکم، تلاوت و حکم و تلاوت معتقد است، فقط درباره قسم نخست اتفاق نظر دارد. از این رو روایاتی که در آن شائبه نسخ تلاوت وجود دارد لزوما به معنای نسخ تلاوت نمی باشد.
واژگان کلیدی : نسخ آیات، اقسام نسخ، روایات نسخ.
طرح مسئله
نسخ از مباحث مهم حوزه قرآن پژوهی و قرآن شناسی است که از صدر اسلام تا به امروز فراز و نشیب های بسیاری داشته است. تعداد آیاتی که در موضوع نسخ توجه دانشمندان علوم قرآنی را به خود جلب کرده، بالغ بر پانصد آیه است، که به رغم قلم فرسایی بسیاری از بزرگان، به جهت گستردگی مباحث در زوایای مختلف تفسیری، فقهی، کلامی، حدیثی و... همچنان بررسی و کنکاش در این باره بایسته است. بی تردید این مسئله زمانی اهمیت دو چندان خواهد یافت که از زاویه دید مرحوم کلینی، یکی از بزرگ ترین محدثان شیعه و از منظر کتاب اصول کافی، یکی از مهم ترین منابع حدیثی شیعه بررسی شود.
الف) معنی نسخ
یک. معنی لغوی نسخ
واژه «نسخ» در لغت به معنای «از اله» و «از بین بردن» است. این واژه به معانی دیگری چون نقل از مکانی به مکان دیگر، باطل کردن چیزی و جایگزین نمودن چیز دیگر به جای آن نیز به کار می رود. (فراهیدی، راغب اصفهانی: نسخ) ابن فارس افزون بر معنای مزبور، نسخ را به معنای دگرگون شدن چیزی به چیز دیگر دانسته است. (ابن فارس: نسخ) برخی از امروزیان بر این باوراند که اصل این واژه به معنای بیرون کردن از مرحله اقتضا و نفوذ و قوه، به وسیله عوارض یا به خودی خود است. در حقیقت آنچه در نسخ مدنظر است نفی اعتبار و سلب اقتضاست.
دو. تعریف اصطلاحی نسخ
برای نسخ در اصطلاح، تعریف های مختلفی صورت گرفته است که با وجود همه اختلاف تعابير - چون برداشتن حکم قبلی، زائل شدن حکم ثابت، بیان انتهای حکم شرعی، رفع حکم شرعی و دفع حكم ثابت - همگی بیانگر یک حقیقت اند که عبارت است از: «تغییر دادن حکمی و جانشین ساختن حکمی دیگر به جای آن».
یادسپاری چند نکته
١. نسخ در عرف قانون گذاری بشری به معنای پیدایش رای جدید بوده، نسبت به خدا محال است؛ چراکه خداوند، عالم على الاطلاق بوده، زمان و پدیده های زمانی برای پوشیده نیست تا چیزی پس از خفا بر وی آشکار شود؛ بنابراین، حقیقت نسخ نسبت به خدا به معنای اعلام توقیت حکمی است که از همان آغاز بنابر مصالحی به عنوان حكم موقت تشریع شده، توقیت آن بر مكلف پوشیده بود. برخی از محققان نیز، به این حقیقت اشاره نموده اند.
ممکن است گفته شود که در برهه ای از زمان به خصوص عصر نخستین که هنوز بین مفاهیم و موضوعات قرآنی و روایی مرزبندی کاملی وجود نداشت، هرچند واژه نسخ به کار رفت، تقیید یا تخصیص منظور بود! فراز و نشیب زیاد در آمار آیات منسوخه که گاهی به بیش از پانصد آیه میرسد گواه این مطلب است. لیکن اگر چه این سخن به نحو موجبه جزئیه ممکن است صحیح باشد، در همه جا این گونه نیست؛ زیرا وقتی در یک روایتی همچون «ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابها» هم تعبیر ناسخ و منسوخ، و هم تعبير عام و خاص به کار رفته است از مغایرت معطوف با معطوف عليه، به خوبی می توان دریافت که نسخ و تخصیص از دو مقوله اند و ما را به این حقیقت سوق می دهد که ضمن پذیرش هر دو در کنار هم هریک را به جای خود به کار ببریم.
۲. مجموع دیدگاه ها و تعاریف بیانگر تفاوت جایگاه نسخ در جغرافیای تفکر دانشمندان است که از آن به «مدارس» تعبیر می کنیم. مهم ترین مدارس نسخ عبارت اند از:
الف) مدرسه رفع؛ بدین معنا که نسخ در حقیقت ، رفع و برداشتن حکم پیشین نهفته است.
ب) مدرسه دفع؛ یعنی حکم صادر شده اقتضای استمرار دارد ولی ناسخ جلوی آن را می گیرد.
ج) مدرسه خطاب؛ یعنی خطابی است که با آمدنش زوال حكم قبلی را در پی دارد به گونهای که اگر خطاب دوم صادر نمیشد مفاد حکم قبلی پا برجا می ماند.
د) مدرسه بیان؛ بدین معنا که نسخ دارای هویت بیان تغییری است.
به نظر ما مدرسه رفع با ظاهر آیات نسخ و تبدیل در قرآن سازگاری بیشتری دارد که فرمود: «ما تتسخ من آية أو ننسها تأت بخير منها أو مثلها». (بقره / ۱۰۶)
٣. هر حکمی که شارع صادر می کند، دارای سه شمول افرادی یا عموم، احوالی یا اطلاق و ازمانی با دوام است و محدود شدن هریک نام خاصی دارد؛ محدودیت افرادی تخصیص، محدودیت احوالی تقیید و محدودیت زمانی در تکوینی بداء و در تشریع نسخ نام دارد.
با این بیان، تفاوت نسخ با تخصیص و تقیید نیز به روشنی معلوم شد. در ضمن تفاوت نسخ با حکم موقت در این است که توقیت در حکم موقت از ابتدای تشریع قید شده است و مكلف از توقیت آن باخبر است. به خلاف نسخ که توقیت آن بعد از آمدن ناسخ معلوم می شود. (خویی، ۱۳۹۵: ۳۰۷) مثل: «قا عقوأ واصفحوا حتى يأتي الله يأمره إن الله لي كل شيء قدير». (بقره / ۱۰۹) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:
تعبير «حتي يأتي الله بأمره» مشعر به این است که این حکم موقتی و مؤجل بوده، به زودی برداشته می شود.
ب) ضرورت آگاهی به نسخ
بی شک شناخت ناسخ و منسوخ، یکی از بحث های مهم در حوزه علوم قرآنی است که به کارگیری آن در تفسیر قرآن و رسیدن به مراد الهی بسیار حائز اهمیت است.
یک. وجود ناسخ و منسوخ
با توجه به اهمیت موضوع نسخ، امیرمؤمنان تعلیم نبوی نسبت به خود را از افتخارات خویش دانسته، می فرماید:
فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّی وَ عَلَّمَنِی تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا .... (کلینی، ۱۳۶۵: ۱/ ۶۴)
هیچ آیه ای از قرآن نازل نشده است مگر اینکه پیامبر شه آن را بر من قرائت کرده است. و آن را بر من املا کرده است و من آن را به خط خود نوشته ام. و پیامبر شاه تأويل قرآن و تفسیر آن، و پاسخ قرآن و منسوخ آن، و محکم قرآن و متشابه آن، و عام قرآن و خاص آن را به من تعلیم فرمود.
و نیز در جریان شورا فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم که کسی غیر از من به ناسخ و منسوخ آگاهی دارد؟ گفتند: نه» اگر آگاهی به مسئله نسخ عاری از ارزش و یا کم ارزش بود، مباهات و افتخار امام على به آن بی معنا بود.
در روایتی که برید بن معاویه از صادقین درباره راسخون در علم، نقل می کند آمده است که فرمود: قرآن دارای عام و خاص، و محکم و متشابه، و ناسخ و منسوخ است، و راسخون در علم آن را می دانند». و در روایت دیگری از امام باقر می خوانیم که فرمود: قرآن دارای ظاهر و باطن، معانی و ناسخ و منسوخ، و محکم و متشابه، و سنن و امثال و ... است».
دو. قرآن پژوهی و نسخ
براساس روایاتی که کلینی و دیگر محدثان نقل کرده اند، پژوهش در قرآن و رسیدن به تفسیر صحیح مشروط به شناخت ناسخ و منسوخ است، چنانکه امام صادق ع در احتجاج باصوفیه می فرماید: به دنبال شناخت ناسخ قرآن از منسوخ آن، و محکم قرآن از متشابهاش باشید». در روایت دیگری که سلیم بن قیس هلالی از امیرمؤمنان درباره اختلاف تفسیر صحابه ای چون سلمان و مقداد و ابوذر که مورد تأیید علی اند با تفسیر دیگر مردم که مورد تأیید آن حضرت نیستند می پرسد، آیا تفسیر مردم کلا باطل است؟ آیا مردم به پیامبر دروغ بستهاند؟ و یا تفسیر به رأی کرده اند؟ امام عالي در پاسخ می فرماید: در بین مردم حق و باطل، و راست و دروغ، و ناسخ و منسوخ، و عام و خاص، محکم و متشابه، و محفوظ و موهوم وجود دارد ...». در ادامه روایت، حضرت مردم را به چهار دسته تقسیم کرده که از دو دسته آن به دلیل عدم ارتباط با موضوع مقاله صرف نظر کرده، تنها به دو دسته دیگر می پردازیم. حضرت فرمود:
نفر (دسته سوم کسانی هستند که چیزی از پیامبر شنیدند که بدان امر شده است، سپس پیامبر از آن نهی کرده و این شخص نهی را نشنیده است، یا اینکه نهی از چیزی را شنیده است و بعد پیامبر تا امر به آن کرده و او امر را نشنیده است؛ در نتیجه منسوخ را حفظ کرده ولی ناسخ را حفظ نکرده است، در حالی که اگر می دانست نسخ شده آن را رها می کرد و مسلمین نیز اگر به هنگام شنیدن از او می دانستند که نسخ شده است آن را رها می کردند.
نفر (دسته چهارم کسانی هستند که دروغ به پیامبر نمی بندند؛ چون به خاطر خوف از خدا و تعظیم پیامبر دروغ را دوست نمیدارند ]چیزی را [ فراموش نمی کنند و هرچه را شنیدند به همان صورت حفظ می کنند، و به همان صورت بدون کم و زیاد آن را نقل می کنند. اینان تاسخ را از منسوخ تشخیص می دهند، به ناسخ عمل و منسوخ را رها می کنند؛ زیرا، امر پیامبر همانند قرآن است که دارای ناسخ و منسوخ، و خاص و عام، و محکم و متشابه است، گاهی کلامی از پیامبر [صادر] می شود که دو وجه دارد، وجه عام و وجه خاص همانند قرآن.
کلینی در روایتی دیگر از امام باقر نقل می کند که راوی در آن از وجه اختلاف اوامر و نواهی امام علی نسبت به خود و فرزندانش با مردم سؤال می کند که کدام محکم است و کدام منسوخ؟ امام باقر وجه اختلاف را کنار زدن على از خلافت میداند. بدین بیان که مردم با رویگردانی از علی انسانی قرآن شناس را رها کرده، به دنبال کسانی رفتند که آگاه به علوم و رموز قرآن نبودند؛ و از این رو، از حقایق قرآن دور ماندند.
سه. وجود نسخ در روايات
براساس روایات منقول در کافی به خوبی می توان دریافت که موضوع نسخ، ناسخ و منسوخ منحصر به آیات قرآن نبوده، در روایات نیز ساری است موضوعی که مفتی و محقق باید بدان توجه داشته باشد
یکی از شارحان کافی در شرح این جمله می نویسد:
هرکس در احکام شرعی بدون علم و آگاهی فتوا بدهد و در حالی که آگاه به ناسخ و منسوخ نیست بخواهد حلال و حرام را برای مردم تبیین کند و به قرآن و سنت تمسک کند هم خود را به هلاکت کرده چون بسا به جای تمسک به ناسخ به منسوخ چسبیده است و هم دیگران را به هلاکت انداخته است؛ زیرا دیگران از وی پیروی کرده و به شیوه او عمل می کنند، همانند او فتوای میدهند و به پیروی از او قیاس را حجت میدانند؛ بنابراین او گمراه گمراه کننده است، و وبال خویش و پیروانش بر دوش اوست بدون اینکه چیزی از وزر پیروانش کاسته شود.
ج) اقسام نسخ
نسخ به معنای مطلق آن از جهات و زوایای مختلف تقسیم های گوناگونی دارد که مهم ترین آنها عبارت است از:
1.تقسيم به لحاظ حکم جایگزین
۲. تقسیم به لحاظ ناسخ
۳. تقسیم به لحاظ منسوخ
۴. تقسیم به لحاظ نسخ مطلق و مشروط
یک. اقسام نسخ به لحاظ جایگزین
سید مرتضی نسخ را سه گونه می داند:
1. نسخ بدون جایگزین وی معتقد است هرگاه حکمی زائل شود هرچند جایگزینی نداشته باشد نسخ به شمار می آید؛ چراکه منسوخ شدن حکم به علت جایگزینی حکم دیگر نیست، بلکه نفس زوال آن گویای نسخ است؛
۲. زوال حکم پیشین و جایگزینی حکم ضد آن؛ یعنی هرگاه دو حکم متضاد وجود داشته باشد هر چند نسخ یکی از آن دو به دلیل مستقل می تواند ثابت شود، نفس دو حکم متضاد، خود، دلیل نسخ حكم سابق است؛ زیرا، به دلیل عدم امکان تشریع دو حکم متضاد و دو تکلیف ضد هم در یک زمان، وجود یکی دلیل بر نفی دیگری است؛
٣. زوال حكم قبلی و جایگزین شدن حکم مخالف آن؛ مراد از متخالفان دو امر وجودی اند که وجودشان با هم ممکن است. نسخ حكم متخالف را نمی توان به صرف حكم لاحق اثبات کرد، بلکه نیاز به دلیل مستقل دارد؛ چراکه حکم تا با دیگری تنافی نداشته باشد نسخ ان معلوم نمی شود.
سخن سیدمرتضی، در مطلق نسخ می تواند درست باشد، اما درخصوص نسخ قرآن که می فرماید: «ما تشخ من آية أو تنسها نأت بخير منها أو مثلها»، (بقره / ۱۰۶) نسخ آیات، همواره با تبدیل به مثل یا بهتر از آن همراه است.
دو. اقسام نسخ به لحاظ ناسخ
حکمی که به دلالت آیات قرآن یا سنت نبوی در شریعت ثابت شد، به طور کلی ممکن است از سوی قرآن یا سنت نسخ شود که به حصر عقلی چهار قسم است:
۱. ناسخیت قرآن نسبت به احکام در قرآن
۲. ناسخیت قرآن نسبت به احکام در سنت
۳. ناسخیت سنت نسبت به احکام در قرآن
۴. ناسخیت سنت نسبت به احکام در سنت
در روایات کافی به سه قسم از این اقسام اشاره شده است.
1. نسخ قرآن به قرآن پیش از بیان نسخ آیات به آیات، به این نکته باید توجه داشت که نسخ قرآن به قرآن به دو صورت متصور است. وجود دو آیه که یکی ناظر به نسخ دیگری است، مثل آیه نجواء و صرف تنافی دو آیه نسبت به یکدیگر که حل آن از طریق امکان نسخ صورت می گیرد. اصل نسخ قرآن به قرآن و به خصوص صورت نخست آن را می توان در دیدگاه دانشمندان در تفسیر آیه نجوا - که تقریبا بين قائلان به نسخ در احکام قرآن مورد اتفاق است - دریافت.
نکته درخور توجه اینکه آقای خویی این آیه را تنها آیه منسوخه قرآن می داند. اما در خصوص صورت دوم که بیشتر مفسران و دانشمندان علوم قرآنی به این سو رفته اند، تضاد بین حکم دو آیه می تواند عامل نسخ آیه متأخر باشد. چنان که در کلام سیدمرتضی نیز، همین معنی وجود دارد. با این استدلال که دو حکم متضاد و دو تکلیف ض هم نمی تواند تشریع شود و وجود یکی دلیل بر نفی دیگری است. سید تصریح می کند که وجوب با ندب و حظر با ندب در اینجا متضاد به شمار می آیند؛ هرچند، بسیاری از مفسران بدون تأمل لازم در آیات گمان برده اند آیه متأخر ناسخ آیه متقدم است و حتی برخی از آنان موارد تخصیص و تقیید را نیز از مصادیق نسخ دانسته اند.
وی سپس می افزاید: این داوری ناشی از تدبر اندک و یا تسامح است. البته تسامح در اطلاق نسخ بر تخصیص و تقیید قبل از استقرار اصطلاح در معنای مصطلح رواج داشت؛ اما بعد از آن روا نیست.
به نظر می رسد در مغایرت دیدگاه آیت الله خویی با دیگران دو نکته شایان توجه است: نخست اینکه سخن آیت الله خویی که می گوید، این صورت از نسخ واقع نشده است، خود، مشعر به امکان آن است و محل نزاع تنها در وقوع آن است؛ و نکته دوم اینکه اختلاف در مصادیق و موارد مورد ادعاست؛ به عبارت دیگر، نزاع در مصداق متضاد بودن حکم دو آیه است؛ وگرنه، هرگاه تضاد قطعی محقق باشد همگان خواهند پذیرفت که شارع دو حکم متضاد را تشریع نمی کند. از این رو، در خصوص آیات مفسر با تلقی آن به عنوان مصداق نسخ، حكم سابق را زائل و حكم دوم را محکم دانسته است، و کسانی همچون آیت الله خویی به توجیه منطقی دیگری، از جمله اختلاف شرایط زمانی و مکانی روی آورده اند.
موارد نسخ در قرآن هرچند در کتاب کافی و دیدگاه کلینی نسبت به این نوع نسخ روایت خاصی مشاهده نمی شود، باید گفت، روایات متعدد در بیان موارد و مصادیق این نوع نسخ، حاکی از وجود آن در روایات کافی است، از جمله:
۱. در روایتی که حفص بن غیاث از امام صادق عليه نقل می کند، امام فرمود:
مردی از پدرم امام باقر درباره جنگ های امیرالمؤمنین پرسید، آن مرد به حسب ظاهر نسبت به جنگهای امام على اعتراض داشته است و ایشان در پاسخ فرمود: خداوند پیامبر را به پنج نوع شمشیر مبعوث نمود که در سه نوع آن شمشیرها برهنه و از نیام کشیده بود و اسلحه بر زمین گذاشته نمی شود تا هنگامی که خورشید از مغرب طلوع کند، پس هنگامی که خورشید از مغرب طلوع کرد، همه مردم ایمان می آورند، و در آن هنگام اگر کسی از پیش ایمان نیاورده باشد، ایمانش سودی ندارد. و شمشیری که در دست، و شمشیری که در غلاف است. سپس درباره نوع دوم از سه شمشیر کشیده فرمود شمشیر دوم آن علیه اهل ذمه میباشد، چراکه خداوند فرمود: و با مردم به زبان خوش سخن بگویید». امام می افزاید:
با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز باز پسین ایمان نمی آورند، و آن چه را خدا و فرستادهاش حرام گردانیده اند حرام نمی دارند و متدین به دین حق نمی گردند، کارزار کنید، تا با (كمال) خواری به دست خود جزیه دهند.
٢. کلینی در روایتی از حسن بن جهم نقل می کند که حضرت امام رضا از من پرسید:
درباره ازدواج مرد مسلمانی که زن مسلمان دارد، با زن نصرانی چه می گویی؟ گفتم: جایز نیست؛
در اصل تأخر ناسخ از منسوخ سخنی نیست، لیكن دلیل قطعی ای بر تأخر آيه مائده بر آیه بقره وجود ندارد و تقدم کلی سوره بقره بر مائده لزوما مشکلی ندارد؛ زیرا ممکن است در چینش ایات پس از نزول جابه جایی صورت گرفته باشد؛ از این رو، روایت مزبور که از جهت ارزیابی موثق است می تواند قرینهای بر آن باشد.
اقسام نسخ به لحاظ منسوخ
آیات تشریعی الهی که برای بیان احکام خدا نازل می شوند، با پذیرش اصل نسخ، به لحاظ منسوخ در مقام تصور و تصویر، ممکن است در یکی از قالب های زیر بگنجد: ۱. نسخ حکم قرآن بدون نسخ تلاوت؛ ۲. نسخ تلاوت بدون نسخ حکم آن؛ ۳. نسخ حکم قرآن همراه با نسخ تلاوت.
1. نسخ حکم بدون نسخ تلاوت
درباره نسخ حکم قرآن بدون نسخ تلاوت باید گفت، آنچه تاکنون درباره نسخ قرآن گفته شد به استثنای نوع چهارم، همگی به این نوع نسخ بر می گردد. و نمونه های بیان شده نیز، مصداقی از همین نوع بوده، نیازی به تکرار آن نیست؛ از این رو، تنها به این نکته اشاره می شود که مفسران و محدثان شیعه اگر از نسخ سخن می گویند بیشتر به این نوع نظر دارند، و آنچه در آثار روایی و تفسیری مشاهده می شود نمونه های عینی این نوع است، هرچند در تعداد آن اتفاق نظری وجود ندارد؛ گرچه بعضی عدد آیات منسوخه را تا پانصد آیه گزارش کرده اند
٢. نسخ تلاوت بدون نسخ حكم
نسخ تلاوت آیه بدون نسخ حکم آن، بدین معنا که آیه نازل شده مشتمل بر حکم فقهی، از صفحه وجود محو شود، لیکن عمل بدان باقی بماند. معروف و مشهور در میان اهل سنت این است که این نوع نسخ هم ممکن و هم، واقع شده است.
٣. نسخ حكم همراه با نسخ تلاوت
نسخ حکم قرآن همراه با نسخ تلاوت آیه؛ یعنی برداشتن حکم آیه از عرصه تشریع و محو متن متلو آن از صفحه قرآن. مثل روایت عایشه درباره مقدار شیر خوردن کودک از دایه که می گوید: «كان فيما أنزل من القرآن عشر رضعات معلومات يحرمن ثم نسخن بخمس معلومات وتوفي رسول الله ت؛ در آنچه به عنوان قرآن نازل شده بود، خوردن ده بار شیر خوردن بود که باعث محرمیت می شد، سپس این حکم به وسیله حکم پنج بار نسخ شد و پیامبر تا وفات یافت».
موضع دانشمندان شیعه در این مورد نیز همانند قسم دوم است. برخی مانند سید مرتضی و شیخ طوسی آن را پذیرفته اند. همان گونه که پیش از این اشاره شد، شیخ طوسی قول صحیح را جواز نسخ حكم و تلاوت می داند. سپس در اصل نسخ تلاوت - خواه متضمن حكم باشد یا نباشد - می افزاید: «اخبار متظافر دلالت دارد بر اینکه آیاتی در قرآن بوده که تلاوت آن نسخ شده است که بعدا برداشته شده است.
چهار. نسخ مشروط و نسخ تمهیدی
برای تکمیل تقسیم نسخ یادآوری این نکته بایسته است که آیت الله معرفت، ضمن انکار نسخ معروف در قرآن کریم، در کنار تقسیم های مزبور در اصطلاح دیگر را در عرصه نسخ مطرح نموده است که عبارت اند از:
1. نسخ مشروط. منظور ایشان از این نوع نسخ که از آن به نسخ موقت نیز تعبیر می کند این است که اگر حکمی در قرآن، به واسطه تغییر شرایط نسخ شد، در صورت تحقق شرایط قبل از نسخ در مکانی دیگر، یا برگشت شرایط گذشته در زمانی دیگر، حکم منسوخ قابل بازگشت است. (معرفت، ۱۳۸۶: ۲/ ۲۸۵) نمونه این نوع نسخ تشریع انفاق قبل از تشريع زكات، خمس و خراج است.
٢. نسخ تمهیدی؛ مراد از این نسخ که از آن به نسخ تدریجی نیز تعبیر می کند، همراهی اولیه قرآن با برخی از عادات جاهلی و تصحیح تدریجی آن است.
نتیجه
از مجموع مباحث گذشته می توان نتیجه گیری کرد که مراد از نسخ «رفع حکم و تشریع پیشین که در ظاهر اقتضای دوام را دارد به وسیله حكم بعدی است، به طوری که جمع دو حکم ممکن نباشد». هر چند نسخ با تخصیص، تقیید و حکم موقت اشتراکاتی دارد، از آنها متفاوت است. در بیان هویت نسخ چهار مدرسه: رفع، دفع، خطاب و بیان مطرح است و مدرسه رفع به دلیل سازگاری با فرهنگ قرآن تقویت شده است. این نسخ تنها در عرصه احکام جریان داشته، در مقوله عقاید، تاریخ و اخلاق جاری نمی شود.
در بحث نسخ، محدث کلینی اهمیت مسئله نسخ و ضرورت آگاهی از آن را روایت می کند، نسخ به لحاظ ناسخ دارای چهار قسم نسخ قرآن به قرآن، نسخ قرآن به سنت، نسخ سنت به قرآن و نسخ سنت به سنت است که محدث کلینی روایاتی را درباره نسخ آیات با آیات دیگر نقل می کند که در حقیقت، مصداق عینی نسخ قرآن به قرآن است.
در خصوص نسخ سنت به سنت، براساس روایتی که کلینی در کافی نقل می کند روایات پیامبر ساله و ائمه اطهارت دارای ناسخ و منسوخ اند. و نیز وی روایتی نقل می کند که بیانگر وجود حکم موقت در میان احکام اسلامی است.
نسخ به لحاظ منسوخ به سه قسم نسخ حكم، نسخ تلاوت و نسخ حکم و تلاوت تقسیم می شود که اهل سنت همه اقسام آن را پذیرفته اند. اما علمای شیعه تنها جواز و وقوع قسم نخست آن را پذیرفته اند و روایات متعددی بر مواضع و موارد آن وجود دارد که محدث کلینی نیز به نقل برخی از آن پرداخته است. اما نسبت به دو قسم اخير هرچند بعضی از دانشمندان متقدم شیعه جواز و بلکه وقوع آن را باور دارند، بسیاری از دانشمندان به خصوص متأخرين، به دلیل استلزام تحریف، آن را رد کرده اند؛ از این رو، روایت منقول در کافی که نسخ تلاوت از آن استشمام می شود را لزوما نمی توان به تسخ تلاوت معنا کرد.
منابع و مآخذ
1.آخوند خراسانی، محمد کاظم، ۱۴۰۹ق، کفایه الاصول، قم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث.
۲. آمدی، ابو الحسن علی بن محمد، بی تا، الاحکام في أصول الأحكام، بیجا۔
٣. ابن فارس، احمد، ۱۴۲۳ق، مقاييس الغة، تحقيق عبد السلام محمد هارون، اتحاد الكتاب العرب
۴. بخاری، محمد بن اسماعيل، ۱۴۰۷ق، صحیح بخاری، تحقيق مصطفى ديب البغاء بیروت، دار ابن کثیر.
۵. جصاص رازی، احمدبن علی رازی، ۱۴۰۵ق، أحکام القرآن، تحقيق محمدصادق قمحاوي، بیروت، دار إحياء التراث العربی
۶. جوینی، عبدالملک بن عبد الله بن يوسف، ۱۴۱۸ ق، البرهان في أصول الفقه، تحقيق عبد العظيم محمود الديب، مصر، الوفاء، چ چهارم.