تحقیق در مورد انتخاب شغل
تعداد صفحه 5
فایل WORD
مقدمه
شغل اهمیت و ضرورت ویژهای در زندگی انسان دارد و در واقع یکی از تصمیم گیریهای اساسی و سرنوشتساز برای وی میباشد. در گذشته که تنوع مشاغل تا به حد امروزی نبوده است، اغلب انتخاب شغل برای فرزندان به صورت موروثی انجام میگرفته است. به عبارتی فرزندان همان شغل پدر را انتخاب کرده و آنرا ادامه میدادند.
امروزه بنا به دلایل مختلفی کمتر از گذشته این اتفاق میافتد و اغلب جوانان در شرایطی قرار میگیرند که ناچار به انتخاب شرایط شغلی هستند. البته این امر و خود شرایط شغلی و دلبخواهی بودن آنرا نشان نمیدهد. چرا که در موارد زیادی عواملی خاص یک موقعیت شغلی را بر فرد تحمیل میکند.با این حال پایههای انتخاب شغل و مراحل لازم برای رسیدن به شغل مورد نظر اغلب در سنین پائینتر گذاشته میشود. افراد با در نظر داشتن عوامل موثر در پایهریزی این مراحل و عوامل دیگر مسیر شغلی خود را هدایت میکنند.
تصویر
استعداد عاملی موثر در انتخاب شغل
استعداد ، عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت افراد در مشاغل و رشتههای انتخابیشان است. بدون داشتن استعداد لازم در یک زمینه یا پیشرفتی حاصل نخواهد شد یا روند آن بسیار کند خواهد بود. بر این اساس آگاهی از میزان و نوع استعداد افراد ، کمک شایان توجهی به آنها خواهد کرد تا پیشبینی خوبی از آینده انتخاب خود داشته باشند.
امروزه برای این منظور آزمونهای استعداد سنجی وجود دارد که میتوانند به فرد کمک کنند استعدادهای واقعی خود را شناسایی کنند. برخی اوقات دیده میشود که استعداد افراد و شناختهای آنها در مورد استعدادهای خود تحت تاثیر احساسات و علائق آنها قرار میگیرد. فرد که به زمینه موسیقی علاقمندی شدیدی دارد ممکن است این علاقه را به حساب استعداد خود در زمینه موسیقی قلمداد کند. شناخت استعدادها از ملزومات اساسی انتخاب شغل است.
بررسی علائق به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل
علاقه و تمایل انسان در بسیاری از امور زندگی انسان سایهگستر است. افراد دوست ندارند به کارها و اموری بپردازند که علاقه و گرایشی به آنها ندارند، چه در مورد کارهای روزمره و چه در مورد شغل و سایر فعالیتها. در واقع علاقه و گرایش در انسان فعال کننده سیستم انگیزش فرد به شمار میرود. انسان بدون علاقه به یک زمینه انگیزشی برای انجام فعالیت و در آن زمینه نخواهد داشت. ممکن است برخی افراد تصور کنند زمانی که شروع به فعالیت کردند کمکم احساس علاقه و تمایل نیز در آنها به وجود خواهد آمد اما در واقع چنین مساله ابدا قابل پیشبینی است. فقدان علاقه اولیه ممکن است افزایش نارضایتی از فعالیت مورد نظر و ناراحتیهای جانبی آن را موجب شود.
فرصتهای شغلی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل
در برخی جوامع و از جمله در جامعه تمامی رشتههای شغلی از فرصتهای برابری برخوردار نیستند. و در عن حال که بطور کلی فرصت شغلی برای کلیه مشاغل پائین است. اما تفاوتهایی بین مشاغل مختلف از این لحاظ وجود دارد. آشنایی با فرصتهای شغلی شغل انتخابی ، عامل مهمی است که باید مدنظر قرار گیرد. کسی که در زمینه خاصی مهارت میبیند و پایهها و مراحل رسیدن به آن شغل را طرحریزی و طی میکند، بایست مساله فرصتهای شغلی را نیز در نظر بگیرید تا از اتلاف وقت و نیروی خود جلوگیری کند.
عوامل اقتصادی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل
میزان بازده و کارآیی یک شغل حائز اهمیت فراوانی است و در واقع هدف عمده انتخاب شغل دستیابی به درآمد حاصل از آن است. بالا بردن بازده و کارآیی اقتصادی برخی مشاغل توجه افراد را به خود جلب میکند و موجب گرایش افراد به آن زمینهها میگردد.
جایگاه اجتماعی به عنوان عامل مور در انتخاب شغل
تقریبا تمام افراد تمایل دارند شغلی داشته باشند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. هر چند در عمل بنا به تاثیر عوامل متعدد دیگر ممکن است این تمایل به واقعیت نرسد. اما افرادی که این مساله الویت بیشتری برای آنها دارد منتظر چنین موقهیتهایی بوده و با توجه به شرایط فردی خود تلاش میکنند چنین شرایطی را برای خود مهیا کنند. توجه و تاکید زیاد به آن عامل ، گاه مشکل بیکاری را برای افراد افزایش میدهد. هر چند وقت یکبار رشتهها و مشاغلی در جایگاه اجتماعی بالاتری قرار میگیرند و موجب جاری شدن خیلی زیادی از افراد به سمت این رشته و مشاغل میگردند.
در ميان مسائل و مشکلات جوانان دو مساله بسيار جدي، حاد و همگاني وجود دارد که بر ساير مسائل و دشواري هاي دوران جواني سايه افکنده آنها را تحت تاثير خود قرار مي دهد.به طوري که حل اين مسائل، تاثير مثبت و عدم حل و حل نارساي آن تاثير منفي بر زندگي جوان باقي مي گذارد که در نهايت موجب بروز ناراحتي رواني و نابساماني فکري و حتي اعتياد و يا ساير مسائل مي شود. اين دو مساله يکي امکانات ادامه تحصيل و ديگري انتخاب شغل، يعني کيفيت استفاده از نيروي فعال جوانان است.دوران جدايي فرد از جرگه نوجوانان و جوانان و قرار گرفتن در جرگه بزرگ سالان معمولا با فراغت از تحصيل و ازدواج همزمان است. در اين حال تکميل تحصيلات به استقلال فکري جوان کمک مي کند و پيدا کردن شغل به استقلال اقتصادي او.اجمالا بايد گفت که اغلب ناکامي ها و تعارضات شديد رواني جوان هنگامي برطرف مي شود که نيازهاي اساسي او به موقع رفع شود.از ميان اين نيازهاي اساسي تکميل تحصيلات مطابق ذوق، استعداد، آرزو و رشد فکري فرد تا حد مطلوب و نيز ازدواج موفقيت آميز و به موقع و شغل مناسب در راس همه قرار مي گيرد. اين سه مساله همزمان براي جوان پيش آمده و بر يک ديگر اثر مي گذارند.جوان از يک سو نياز به تغذيه فکري دارد و از سوي ديگر نيازمند فعاليت و سازندگي و بيان وجود خويش است، از اين رو بسيج جوانان در کارهاي سازنده و بالا بردن سطح مهارت ها و تخصص ها از ضروريت رشد در يک جامعه سالم است. بايد توجه داشت که در شرايط کنوني نمي توان مساله تحصيل و اشتغال را به تصادف واگذار کرده، از طراحي يک نظام روشن و يک آينده اميد بخش براي جواناني که به سن تحصيل مي رسند و به بازار کار وارد مي شوند، غفلت کرد. با توجه به کم کاري و بيکاري هاي پنهان و آشکار موجود و عدم هماهنگي ميان تحصيل و شغل و رشد کژ رفتاري ها، مقتضي است نظام برنامه ريزي جامع، صحيح و مستمر براي سامان بخشيدن به نابساماني و برهم خوردگي هاي تعادل اجتماعي پيش بيني هاي لازم از هر حيث به عمل آيد.ليکن نکته مهم از نظر بحث ما که ضمنا دور نماي هر نوع برنامه ريزي را نيز روشن مي سازد هماهنگ ساختن تحصيل و شغل است که با توجه به رشد جمعيت جوان کشور و قرار گرفتن گروه عظيمي از جوانان در مدار تحصيلات يا در آستانه ورود به حرف و مشاغل در راه دستيابي به خود کفايي واقعي، از اهميت ويژه اي برخوردار است. چنين دور نمايي از يک سو، مستلزم انجام اصلاحات اساسي در آموزش و پرورش و دانشگاه و از سوي ديگر، هماهنگ کردن برنامه هاي اقتصادي (به خصوص صنعتي وکشاورزي) و جهت يابي صحيح براي سرمايه گذاري هاي ملي اعم از دولتي و خصوصي است. همه مي دانند که در راه تحقق اين هدف، مشکلات زيادي وجود دارد و براي رسيدن به مقصود بايد راه درازي را پيمود که نخستين قدم، هماهنگ کردن تحصيلات با نيازهاي شغلي و برنامه ريزي هاي دراز مدتي است که بتواند در مراحل مختلف، بخشي از اين هدف را تحقق بخشد در غير اين صورت، سرنوشت جامعه به دست حوادث واگذار خواهد شد. در ايران، دورههاي رسمي تحصيلي به صورت خودمدار عمل مي کنند و بيشتر به فکر ارايه دانش و انتقال آن به نسل جوان است. ليکن جوانان بايد با اين تحصيلات و سال هايي که براي آن صرف مي کنند آينده شغلي و زندگي خود را تامين کنند و ضمن پرورش خود در جامعه جايي براي خود بيابند.چنين آرزويي در صورتي در سطح وسيع مشاغل جامعه امکان پذير است که بين دوره هاي تحصيلي و کميت و کيفيت فارغ التحصيلان در سطوح مختلف رشته هاي تحصيلي از يک سو و نيازهاي شغلي جامعه از سوي ديگر ارتباط معقول و حساب شده اي برقرار شده باشد. ليکن اين کار به آساني ميسر نيست، زيرا برآورد نيازها به پيش بيني ميزان سرمايه گذاري ها و تحولات آتي آن بستگي دارد و کمتر اتفاق مي افتد در يک اقتصاد حتي سالم و پيشرفته اين دو جريان، يعني فارغ التحصيلان همه رشته ها و نيروي انساني متخصص مورد لزوم بر يکديگر منطبق شود و حتي فارغ التحصيلان همه رشته ها به کار مناسب جذب شوند. با اين وجود چرخ اقتصاد چگونه مي چرخد و فارغ التحصيلان به چه کاري مي پردازند؟معهذا جهتگيري هاي آتي بايد اين باشد که هر چه بيشتر بين تحصيل و شغل هماهنگي به وجود آيد و با توجه به وضع جمعيت و تحول فعاليت و اشتغال و مناسب با نيازهاي جامعه رشته هاي دانشگاهي توسعه يابد.بنابراين اگر فرد ناواردي را در يک کار تخصصي رها کنيم اين براي جامعه ريسک بزرگي است. در شرايط کنوني نياز وافر به نيروي متخصص وجود دارد ولي نسبت فارغ التحصيلان ما به خصوص در رشته هاي فني چه در سطح دبيرستان و چه در سطح دانشگاه در رابطه با نيازهاي آتي ناچيز است، ليکن مهمتر از آن اين است که حتي در بهبه کمبودهاي فعلي اکثر فارغ التحصيلان در رشته تخصصي خود به کار نمي پردازند، چرا که هماهنگي و ارتباط بين شغل و تحصيل صورت منطقي و صحيحي پيدا نکرده است. ضرورت به وجود آوردن محيط سالم براي جوانان ايجاد مي کند که آنها را به درستي در تحصيل هدايت کرده و متناسب با نيازهاي جامعه آنان را به کارها و مشاغلي که مستعد آن هستند هدايت کنيم. در آن صورت هم جوانان سالم و هم جامعه اي سالم خواهيم داشت.