تاثير نماز و احكام الهي بر رفتار زندانيان و جلوگيري از جرم و بزه در زندانها
تعداد صفحه 11
فایل WORD
عنوان مقاله:
تاثير نماز و احكام الهي بر رفتار زندانيان و جلوگيري از جرم و بزه در زندانها
تهيه كنندگان:
حسين شمس آبادي
رضا زيبايي
مقدمه:
پيامبر اسلام (ص):
الصلواه عمودالدين؛ .نماز ستون دين است.
كار خود گر به خدا باز گذاري حافظ اي بسا عيش كه با بخت خدا داده اي
انسان با ايمان بايد بکوشد با تمرين و تصميم و اراده قوي به نمازش عمق و شور و حال ببخشد و با مطالعه کتاب هائي که در اين مورد نوشته شده و اسرار و نکات ظريف نماز را بيان کرده اند و نيز مطالعه شرح حال بزرگاني که به نماز عشق مي ورزيده اند و نماز آنها نمونه اي از معراج مؤمن بوده به تدريج و کم کم بر حضور و توجه در نمازش بيفزايد و شور و نشاط خود را در حال نماز بيشتر نمايد.
بايد دانست که همين نمازهاي بي روح و دست و پا شکسته ما نيز خالي از آثار مختلف تربيتي و رواني و اجتماعي نمي باشد و اگر انسان همين نماز بي روح را هم ترک مي کرد، ميزان جرم و خطا و معصيت او بيشتر مي شد.
چون اثر عمده نماز که همان نهي از فحشا و زشتي و گناهان است، حتي در اين گونه نمازها نيز ظاهر و آشکار مي گردد.
در روايت آمده است جواني از انصار نماز خود را به جماعت با پيامبر -صلي الله عليه و آله- مي خواند ولي گاهي مرتکب خطا و گناه نيز مي شد.اين جريان را به پيامبر گفتند. حضرت فرمودند:بالاخره اين نماز روزي باعث بيداري و دوري او از گناه مي گردد. طولي نکشيد که آن جوان متنبه و بيدار شد و دست از اعمال بد و زشت خود برداشت و در صراط مستقيم بندگي قدم گذاشت.انسان مومن بايد به هر طريق با خداي خود مرتبط و پيوسته باشد و رابطه اش را با خداي خود هر چه قدر هم که ضعيف و کم رنگ باشد، قطع ننمايد و همين ارتباط ضعيف را روز به روز تقويت نمايد تا به تدريج به درجات عالي قرب و معرفت خداي متعال برسد.
قرآن شريف در سوره ذاريات، آيه 56 درباره انگيزه خلقت انسان مي فرمايد:((و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون؛ و من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند))
اگر بخواهيم در مورد نماز و تاثير آن در روح و روان انسانها بنويسيم در مجالی که ما برای نوشتن داريم نمی گنجد زيرا توصيه هاي فراواني در كتاب اعظم به اين فريضه الهي شده است و از جمله عباداتيست كه تكليف آن در هيچ شرايطي از انسانها ساقط نگرديده است. لذا اين دستور موكد به اقامه نماز نشانگر ارزش و اهميت اين تكليف ديني براي بندگان خاضع الهي مي باشد.بنابراين هر كسي كه در گوش او نداي دين مبين اسلام را زمزمه كرده باشند تكليف خود را در برابر خالق هستي اش با اداي نماز بجا آورده و شكر نعمتهاي بي كران الهي مينمايد.لذا هرچه در خصوص اين تكليف عظيم الهي بر قلم آوريم به طفره رفته ايم چرا كه خود كتاب ناطق به زيبا ترين شيوه بلاغت عظمت و بزرگي اين عبادت را بيان نموده است.لذا در اين تحقيق تلاش گرديده است تاثير نماز و احكام الهي را در تغيير رفتار مددجويان در داخل زندان و رابطه آن با تكرار جرم و بزه و بازگشت مجدد مددجويان به زندان را بررسي نمائيم.
بيان مسئله:
امروزه واژه زندان مانند زمان قديم نيست كه تصوري از سياه چال ها و يا اتاقك هاي تاريك و بدون نور داشت و افرادي را دست و پا زنجير زده با اقدامات تاميني خاص در آنجا نگهداري كرد بلكه امروزه كنترل زندان و زنداني مستلزم يك مديريت نوين و استراتژيك مي باشد چرا كه افرادي كه بعنوان مجرم براي طي ايام محكوميت خود در آنجا نگهداري مي شوند ارتباط آنان بطور كلي با جامعه بيروني قطع نگرديده و پس از تحمل دوران حبس دوباره به آغوش جامعه و خانواده باز مي گردند لذا كاركرد زندان بعنوان يك محيط علمي در تربيت اين افراد و تاثير آن بر روي رفتار فرد در جامعه بيرون از زندان بسيار مهم مي باشد چرا كه ممكن است فردي به اقتضاء جرمي كه مرتكب گرديده است زنداني شود و چنانچه تعليمات زندان نادرست باشد نه تنها فرد را متنبه نكرده بلكه از او مجرمي حرفه اي ساخته و به جامعه تحويل داده است بنابراين مي بينيم كه نقش آموزه هاي دروني زندان بسيار مهم براي جامعه و زنداني مي باشد.
از اين روست رويكرد سازمان زندانها امروزه علاوه بر اقدامات تاميني بيشتر متوجه بعد تربيتي آن است و در اين خصوص گامهاي بلندي برداشته شده است كه اميدواريم با ادامه اين سياست شاهد يك زندانباني تمام و كمال اسلامي و انساني باشيم.
بنابراين تصميم گرفته شده در اين مقاله به نقش آموزه هاي ديني و نماز در رفتار زندانيان كه نتيجه آن خذف و يا كمرنگ شدن تخلفات در داخل زندان است پرداخته شود.همانگونه كه مطلعيد آموزش تعليمات دين مبين اسلام كه چراغ هدايت و سفينه نجات تمام انسانهاست و بي شك در درون جامعه زندان نيز مي تواند تاثير بسزايي داشته باشد بنابراين اميدورايم با ارائه اين مطلب توانسته باشيم كمكي هرچند ناچيز در اينخصوص به جامعه زندانباني كرده باشيم.
كليد واژه:
جرم:فعل و ترك و فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد.(ماده 2 ق.م.ا)
بزه:
زندان:محلي است كه در آن محكوماني كه حكم آنان قطعي شده است با معرفي مقامهاي صلاحيتدار قضايي و قانوني براي مدت معين يا بطور دائم به منظور تحمل كيفر با هدف حرفه آموزي ،بازپروري و بازسازگاري نگهداري مي شوند.(آئين نامه سازمان زندانهاي كشور .مصوب 20 آذر سال 1384چاپ دوم)
روح و روان:
فرضيه ها:
بين خواندن نماز و بيان احكام ديني و رفتار زندانيان ارتباط مستقيمي وجوددارد؟
نماز خواندن مددجويان در سيستم فيزيولوژي جسم آنها تاثير دارد؟
بين خواندن نماز و تكرار جرم در مددجويان ارتباط مستقيمي وجود دارد؟
بين خواندن نماز و كاهش تخلفات در درون زندان ارتباط وجود دارد؟
در ابتداي مبحث لازم است تاثير نماز بر زندگي انسانها رادر چندين بعد به اختصار مورد بررسي قرار دهيم:
الف )تاثير نماز بر شادابي جسم و روان
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .
علم پزشكي در قرن حاضر به وضوح مي داند اشخاصي كه اصطلاحا" يك لب و هزار خنده گفته مي شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نيز قهرند و نسبت به زندگي بدبين و عبوس هستند ، بسيار كمتر دچار بيماري هاي جسمي و رواني مي شوند .
اما نكته بسيار مهمي كه دانش طب به بشر آموخته است ، اين مطلب است كه شادابي و افسردگي انسان پيش از آنكه تحت كنترل اراده او باشد ، زير فرمان تغييرات مواد شيمايي در سلسله اعصاب مركزي انسان است، مثلا افزايش يك ماده شيميايي به نام دو پامين در بدن سبب مي شود ، انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتي و كاهش اين ماده نيز سبب شاد شدن غير ارادي انسان خواهد شد .مجموعه آثار فرويد.
بعنوان مثال ، عصبانيت و ناراحتي غير ارادي و بدون علت صبحگاهي در اثر تغييرات و كم و زياد شدن همين مواد شيميايي بوقوع مي پيوندد.بنابراين واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزاني داشتن بيداري صبحگاهي به انسان تقديم كننده شادابي جسم و روان به او مي باشد و يك نتيجه مهم اين شادابي ، سلامت جسم و روان خواهد بود.
ب ) تاثير نماز بر بيماريهاي اضطرابي
قرآن مجيدمي فرمايند: الا بذكر الله تطمئن القلوب.
اضطراب بيماري شايع قرن حاضر است ، پيشرفت سريع و پيچيده تمدن و در عين حال بي توجهي به ارزش هاي مذهبي و خانوادگي هر روز بيش از پيش براي افراد و اجتماع اضطراب هاي جديد بوجود مي آورد .
از نظر روانپزشكان ، اضطراب با يك احساس مبهم منتشر و دلواپسي كه اغلب ناخوشايند و بدون دليل است مشخص مي شود كه معمولا “ با يك يا چند مشكل جسمي همراه مي گردد . از جمله شخص ممكن است علامتهاي جسمي چون احساس تپش قلب ، تنگي نفس و درد قفسه سينه ، خالي شدن سردل ، تعريق ، سردرد ، تكرر ادرار ، اسهال ، گزگز دست و پاها ، لرزش و … را نيز به همراه داشته باشد . اضطراب ، گاهي به شكل طبيعي در اشخاص سالم بروز مي كند و گاهي به صورت بيمارگونه و دائمي در مي آيد كه نياز به درمان و مراقبت پزشكي دارد . با اينكه دلايل علمي مختلفي از ديدگاههاي مختلف بعنوان دلايل بروز اضطراب و تشديد آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ايمان مذهبي بعنوان يك عامل عميق در بروز اضطراب نقش غير قابل انكاري دارد . (بحارالانور ج.69 ص.124 .حديث 2 )و به اين ترتيب نقش پيشگيري كننده و حتي درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسي است
آرامش حاكم بر روح و روان و در نتيجه آن جسم اشخاص مذهبي ، در مقايسه با آشفتگي رواني و جسمي و اضطراب لامذهب ها از دير باز مورد توجه پزشكان بوده است .
بنابراين براي پيشگيري از اضطراب و آرامش دائمي جسم و جان و روان نماز نقش عمده اي را ايفا مي كند. از طرفي در بعد درمان بيماران مبتلا به اضطراب ، امروز علاوه بر درمانهاي دارويي ، از روش هاي چون آموزش انبساط آرامش عضلاني و همچنين تلقين بوسيله هيپنوتيزم نيز استفاده مي شود.
د) تاثير نماز بر وسواس هاي فكري
امام صادق (ع) :
شيطان ، به وسيله وسواس نمي تواند بر ضرر بنده خدا كاري بكند مگر آن كه بنده از ياد خدا اعراض كرده باشد.(بحارالانور ج.69 ص.124)
وسواس از قديمي ترين اختلالات شناخته شده رواني است كه بين مردم از شيوع نسبتا بالائي برخوردار است . وسواس را امروزه در دو عنوان كلي وسواس فكري ( مانند احتياط يا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعي بدن ، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزي و مرگ و .. ) و وسواس عملي ( مانند شست و شوي دست ، استحمام ، آرايش مفرط ، امتحان درها و قفلها ، مرتب و منظم كردن ، احتكار و جمع آوري و .. ) طبقه بندي مي كنند . (ترجمه سيناپس كاپلان –سادوك-جلد2-ص.519)
موضوع سخن امروز ما وسواس فكري است كه مي تواند مشكلات متعدد و مسايل آزار دهندة بسياري را براي شخص مبتلا و اطرافيانش به همراه داشته باشد . در اين حالت شخص مبتلا ممكن است تصاويري ذهني به شكل صحنه هاي وحشتناك و ناراحت كننده بسياري داشته باشد كه هر چه بيمار سعي در مقاومت در مقابل آنها دارد ، نمي تواند از آنها خلاص شود اين وسوسه فكري از موضوعات بسيار كلي مانند سؤال ذهني درباره اينكه : چه كسي خدا را آفريده ؟ هدف از زندگي چيست ؟ و .. گرفته تا افكار گناه آلوده جنسي و ترسهاي مرضي و .. متفاوت است و تقريبا همه اين افكار بيمار را در وضعيت وحشتناكي قرار مي دهند .
گواه اين موضوع نيز يادآوري اين مساله است كه در منابع اسلامي وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان اشاره مي شود . به عنوان مثال در كتاب اصول كافي ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصي را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است كه شيطان را اطاعت مي كند ؟
در اين مورد حتي منابع اسلامي از قول معصومين (ع) روشهاي متعددي را براي پيشگيري و درمان وسواس پيشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله بهره از ادعيه و اذكار خاصي از جمله لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا باا لله مي باشد كه در حقيقت ما حصل همه آن روشها را مي توان در ذكر خدا خلاصه كرد .
بنابراين با اين وصف برخي از اذكار و توجهات حين نماز بسيار موثر به نظر مي رسد .استفاده زبان و ذهن از ذكر غير المغضوب عليهم و الضالين كه جدائي راه مؤمن را از ابليس و شيطان نشان مي دهد دست كم ده بار ، طي نمازهاي يوميه و فيض بردن از سوره مباركه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آيات شريفه ((من شر وسواس الخناس )) ((الذي يوسوس في الصدور الناس )) به عنوان عواملي قدرتمند در توقف افكار وسواسي مطرحند .
همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقيقي بشرند ، براي دوري از وسواس ذكر خدا را پيشنهاد كرده اند و اين فرمان الهي است كه براي ذكر من نماز را به پا داريد اقم الصلوه لذكري .
ه) تاثير نماز بر وسواس هاي عملي
قبلا" از تاثير نماز بر وسواس فكري سخن گفتيم و اينك به نكته اي پيرامون وسواس عملي مي پردازيم كه نمونه هاي آشناي زيادي از آن را مي توان در جامعه اطراف پيدا كرد .
عليرغم اين كه اسلام ، آيين نظم و ترتيب و مسلك پاكيزگي و طهارت است ، اما آنجا كه كار به افراط و مبالغه مي كشد و پديده اي از عدل دور مي گردد ، اسلام (بخصوص تشيع) آن پديده را مذموم تلقي مي نمايد و براي نزديك نمودن آن به تعادل راه حل عملي پيشنهاد مي كند . از جمله اين افراط ها وسواس است .(تفسير سوره نور.تفسير نمونه) كه گفتيم به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان در تعاليم اسلامي نام برده مي شود و بخش قابل توجهي از تعاليم اسلامي و بخصوص نمود برجسته آن يعني نماز به زدودن و سواس از زندگي انسانها اختصاص دارد.
چنانچه مروري بر آداب طهارت در رساله هاي فقهي علماء شيعه داشته باشيم ، متوجه مي شويم ، كه بسياري از دستورات توجه به شك هاي وسواس آميز در مورد طهارت جسم يا لباس را باطل اعلم كرده اند ، مثلا اگر شخصي شك كند كه وضويش باطل شده يا نشده است ، بايد بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد ، يا آن كه اگر شك كند لباسش نجس يا پاك است بنا را بر پاك بودن لباس مي گذارد .
بدين ترتيب آموزشهاي نماز ، بسي قدرتمندتر از روشهاي معمول در علم غرب مثل روش حساسيت زدايي تدريجي در زدودن وسواس مطرحند ، چرا كه انسان نمازگزاري كه در شبانه روز بارها به تعاليم ضد وسواس توأم با نماز گردن مي نهد ، در زندگي روزمره خود ، قطعا دور از وسواس خواهد زيست .
و) تاثير نماز بر احساس امنيت رواني
پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند اگر مي دانيد: كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند . ( سوره مباركه انعام ـ آيه شريفه 82)
هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هايي متفاوتي به كار مي رود ، اما بر اساس تعريف هانس سليه روانشناس مشهور استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد كه قادر به ايجاد بيماريهاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است. مطالعات هاروي برنر محقق برجسته استرس ، نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماريهاي جسمي ، خودكشي و ديگركشي ، پذيرش به بيمارستانهاي رواني و زندانها و.. در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ،، به مراتب بيشتر از افراد عادي است .
از آنجا كه زندگي انسانها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زيستن و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداري انسان از وسايلي كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس مي شود .
چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكانهايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را بدانجا مي كشاند ( مكانهايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستانهاي جسمي و رواني ، قبرستان ، زندانها و .. ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است .
بعنوان مثال در كشور خودمان درصد بيشتري از محكومان زندانها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند . يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستانها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است .
اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد.به نظر مي رسد، دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيه گاه روحي مي بخشد.با اين اوصاف نماز بعنوان برجسته ترين چهره ايمان ، نقش بزرگي در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرس ها در انسان ايفا مي كند
تاثير نماز بر بيماريهاي روح ( گناهان )
در اين بحث به گستره عظيم و بي نهايت عميقي از معارف نماز مي پردازيم كه عرصه توانمنديهاي اين گستره حداقل تا قرنهاي آينده از حيطه توانائي هاي متصّور براي علم بشر و دانش پزشكي خارج است . و آن همانا تاثير خارق العاده و فوق بشري نماز در از بين بردن روحيه گناه و بيماريهاي روح ، يعني همان چيزي كه در قاموس قرآن از آن با نام امراض قلب ياد شده است .
بعنوان مثال،در تعاليم اسلامي از دروغ به عنوان يك گناه كبيره و معصيتي بزرگ ياد شده است ، و ما در مطالعات روانپزشكي به بيماريها و اختلالات گوناگوني بر مي خوريم كه در آنها دروغ گويي بعنوان يك علامت برجسته مطرح است . يا دشنام گويي كه يك گناه محسوب مي شود ، گهگاه با ابتلاء حاد برخي از اشخاص به گروهي خاص از بيماريهاي رواني ، در آنها ديده مي شود . پس چه بسا كه ساختمان مغز و وضعيت ناقل هاي عصبي در اشخاص دروغگو به گونه اي باشد كه آنها را به دروغگويي وا دارد يا كساني كه دشنام گويي بيمارگونه دارند بر اثر تغييرات نابهنجاري كه بر اثر عوامل مختلف اعم از علل جسمي ، محيطي ، رواني ، خانوادگي و .. در دستگاه اعصاب آنها بوقوع پيوسته است ، دچار اين عارضه شده اند . در اين مورد مدارك و شواهد پزشكي متعددي مي توان ارائه داد.
مثال ديگر اين است يك بيماري عفوني مشهور موسوم به سيفليس وجود دارد كه توسط نوعي از انواع شيطان(ميكروب) موسوم به تروپوتما پاليدوم ايجاد مي شود . علائم رواني و نشانه هايي كه شايد بتوان آنها را بيماري روحي تلقي كرد ، در اين بيماري به وفور ايجاد مي شود. مثلا در مرحله سوم سيفليس بيمار مبتلا شروع به گزافه گويي ها و دروغگويي هاي عجيب و غريب در مورد خود مي كند ، كه قبل از ابتلاء به بيماري هرگز سابقه اي از اين گونه اعمال را نشان نمي داد. يا در بيماري ديگر عفوني موسوم به بروسلّوز ( تب مالت ) كه ناشي از تفّوق شيطان ديگري ، درجسم انسان است ، از تظاهرات مهم بيماري وقوع حالت افسردگي شديد در فرد مبتلاست .
با اين مثالها مي توان به رابطه نزديك شياطين ميكروبي ، با شياطين دستگاه مغز و اعصاب انسان كه او را به سوي بيماريهاي رواني ( مثل افسردگي ) يا بيماريهاي روحي ( مثل دروغگويي ) سوق مي دهند ، پي برد .
بنابراين ،اين قبيل مسائل شناخته شده در دانش امروز بشر همگي دلالت بر آن دارند كه گناهاني كه بشر مرتكب مي شود همگي ناشي از تغيير و تحولاتي در دستگاه اعصاب اوست و گناهكاران و منحرفين بالذّات آدمهاي بدي نيستند ، بلكه موجودات بيماري هستند كه تعادل ناقل هاي عصبي در آنها به هم خورده است . بدين ترتيب برآيند و نتيجه همه عواملي كه آنها را در بروز گناهان و بيماريها موثر مي دانند ( مثلا تربيت خانوادگي بد ، اجتماع فاسد ، و منحرف ، دوستان ناباب و .. ) همين برهم خوردن تعادل ناقل هاي عصبي مي باشد كه در طي نكات اخير به مطالبي پيرامون آن اشاره شد .
با همين ديدگاه است كه در برخي ممالك پيشرفته وقتي كسي در يك فروشگاه هنگام دزدي ، دستگير مي شود او را به جاي آن كه به پليس بسپارند ، به بيمارستان روانپزشكي اعزام مي كنند. در حالي كه علم بشر تا زماني كه به شناسايي كامل تغييرات ناقل هاي عصبي مربوط به هر انحراف مثلا دزدي دست يابد و براي هر يك دارو پيشنهاد كند راه درازي را در پيش دارد و بر اين اساس بيمارستانهاي روانپزشكي نيز در قرون حاضر نخواهند توانست كار چنداني براي شفا بخشيدن به اين قبيل بيماران كه در واقع گنهكاران هستند انجام دهند .و به همين دليل است كه آمار جرم و انحراف و جنايت روز به روز در كشورهاي غربي و اقتداكنندگان به ايشان بالا مي رود .
اما از آنجا كه مكتب اسلام هيچ سؤال بشر را بدون پاسخ نگذاشته است در مورد نحوه درمان بيماريهاي روان ( گناهان ) و ريشه كن نمودن جرم و جنايت و انحراف از جامعه نيز ميتوان در رهنمودهاي اين مكتب روشهاي متعدد پيدا كرد و با سرنهادن كامل و بدون قيد و شرط به دستورات آن در راه ساختن جامعه اي به تمام معنا سالم قيام نمود. پس وقتي كه خالق انسان و هستي ، در كاملترين صحيفه ضامن خوشبختي و سعادت انسان ندا سر مي دهد كه : انّ الصّلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر . ميتوان با قبول كامل اين جمله الهي اطمينان يافت كه بهترين راه مبارزه با همه بديها و منكرات نماز است . با عنايت به مجموعه اين مباحث و با توجه به مشابهتي كه بين انحرافات و گناهان با بيماريهاي مختلف جسمي و رواني ، از نظر تاثيرات متقابل آنها بر دستگاه مغز و اعصاب ، قائل شديم مي توانيم به تاثير نماز از طريق ايجاد تعادل در ناقل هاي عصبي در ريشه كني بيماريهاي روح يعني همان گناهان و انحرافات ، توجه نماييم . در حقيقت ، انسان نمازگزار با بهره بردن از اين فريضه نوراني خود را در مقابل همه گناهان و خطاها ايمن و واكسينه مي كند .
تاثير نماز بر رفتار ومنش زندانيان در داخل زندانها:
زندان نيز مانند ديگر جوامع مي بايست تمام ابعاد مادي و معنوي آن مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد لذا در اين مبحث سعي شده بيشتر بر بعد رواني و معنوي نماز بر زندگي مددجويان در داخل زندانها پرداخته شود.
افرادي كه به هر نحوي روانه زندان مي گردند چه عمدا" و چه سهوا" برابر قانون مجرمند و يا در مظان اتهام، و در نتيجه ارتكاب جرم، آنان بايد از ديگر اقشار جامعه جداسازي شده و در فضايي محصور و محدود به نام زندان نگهداري شوند.طبعا" نگهداري مجرمين و بزهكاران در چنين مكاني محدوديتهاي فراواني را براي آنان در پي خواهد داشت و مهم ترين آنها سلب آزادي اينگونه افراد است كه به محض ورود به ارتباط آنان با جامعه در بيرون از زندان قطع شده و يا به حداقل ممكن مي رسد و نمي توان جزء در چارچوب دستورات قانوني براي آنان آزادي ديگري در نظر داشت لذا در نتيجه محبوس ساختن افراد مجرم و بزهكار در جامعه آرامش و امنيت برقرار مي شود اما از طرف ديگر اين محروميت براي افرادي كه به نحوي مرتكب بزه شده اند با توجه به قباحت اين امر در جامعه موجب گرديده تا شخص خاطي دچار شكستگي شخصيت شده و خد را نسبت به ديگر افراد جامعه حقير و خوار پندارد ونتيجتا" در شكل شخصيتي زنداني اختلالاتي ايجاد مي نمايد كه چنانچه بدرستي درمان نشود زيانهاي جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت.
يكي از موضوعاتي كه امروزه درزندانها مورد توجه قرار گرفته است بعد روان درماني زندانيان است كه اين موضوع دامنه گسترده اي دارد چرا كه قول قوي بر اين است كه اگر زندانيان روح و روان آرامي داشته باشندو آسوده خاطر باشند قطعا" نه تنها زندان براي آنان ابزاريي بازدارند نيست بلكه مي تواند بعنوان فرصتي جهت بازتواني و بازيابي شخصيتي آنان محسوب گردد.
لذا در اين راستا اقدامات زيادي در مجموعه سازمان زندانهاي صورت گرفته است اما در اين مقاله تلاش بر اين است كه نقش نماز و احكام الهي را در بهداشت رواني زندانها بررسي نمايم.چنانكه در گذشته بيان نموديم تاثيرات نماز را در چند محور بررسي نموديم اما اكنون ميخواهيم ببينيم اين موضوع مي تواند در داخل زندانها بر روي زندانيان نيز تاثير داشته باشد يا خير؟
تمامي مواردي كه در گذشته مورد بررسي قرار گرفت بصورت خيلي واضح و بديهي در زندانها وجود دارند و مي توان از آن بعنوان يك معضل در داخل زندانها نام برد.بسيار مشاهده گرديده است كه ناهنجاريها و كج رفتاريهاي زيادي در مددجويان انجام گرفته كه علت آن ناشناخته مانده است شايد خود شخص خاطي نيز منشاء آن را نمي داند.همانطور كه در گذشته ذكر شده انواع وسواس(فكر و عملي)مي تواند سرآغاز يك ناهجاري رفتاري باشد بعنوان مثال يك وسواس فكري در زنداني مثلا" وسواس در مورد فكر كردن به خانواده خود در بيرون از زندان و تصور نامطلوب غير واقعانه از آنان ممكن است زنداني را به درگيري ذهني مبتلا نموده و در يك موقعيت فراهم شده اقدام به خودزني يا برهم زدن نظم و انضباط زندان نمايد كه ملاحظه مي گردد اين عامل بعنوان يك موضوع واقعي و گريبانگير زندانها ميتواند مشكل ساز باشد .اما چنانچه با آموزشهاي مداوم و مستمر زنداني علاقمند به شركت در جلسات ادعيه و روزه خواني ائمه معصومين عليهم السلام باشد و با توسل به درگاه باري تعالي و ذكر آيات و احاديث ديني در خود قوت قلبي ايجاد نمايد و به تمامي دلواپسي هاي ناشي از وسواس فكري خود خاتمه دهد در نتيجه چنين مشكلي براي وي حادث نمي شود.
موضوع ديگر تاثير نماز ،بر بيماريهاي روحي يا همان گناهان بود كه اين منشاء حركت شخص بسوي معصيت و گناه و در نتيجه آن ارتكاب جرم وبزه مي باشد. چنانكه كه ذكر شد آموزه هاي ديني مي تواند سدي محكم در برابر گناهان باشد .دور كردن شيطان نفس و دوري جستن از وسوسه هاي آن مي تواند ما را به يك بهداشت رواني مطلوب برساند و از پرت شدن در اقيانوس گناهان جلوگيري نمايد لذا انّ الصّلوه تنهي عن الفحشاء و المنكرتنها ابزار محكم و بدون قيد و شرطي است كه از ارتكاب به هر جرم و جنايتي جلوگيري مي كند ضمن اينكه اجر اخروي نيز براي فرد در پي دارد.
از ديگر مواردي كه به آن اشاره شد تاثير نماز بررفع اضطراب بود كه مي تواند بين تحمل حبس زندانيان و گذر زمان تناسب خوبي برقرار نمايد.اضطراب و نگراني در مددجويان آنها را وادر مي سازد اعمالي غير ارادي و ناخواسته را مرتكب شوند مثلا" ممكن است يك زنداني در نتيجه فشارهاي كه بر اثر نگراني و اضطراب بر او وارد شده خود را از ادامه زندگي ناتوان ببيند و در يك اقدام كاملا" غير ارادي دست به خودكشي و يا خودزني بزند بنابراين براي پيشگيري از اضطراب و آرامش دائمي جسم و جان ،نماز نقش عمده اي را ايفا مي كند و با ذكر الا بذكر الله تطمئن القلوب آرامش هميشگي و ابدي را براي خود فرهم مي سازد.
در پايان نيز يادآور ميشويم كه عمده ترين تاثير نماز در سلامت جسم و روان است چون شخص با خلوص نيت و توسل به خداي متعال خود را هيچ دانسته و تمام توسلات خود را به خدا متوجه مي سازد و قدرت اميد و زندگي در او آنقدر بالامي رود كه تكيه گاهي جزء آفريدگار جهانيان نمي بيند.همچنين حركات ارگانيسمي نماز نيز مي تواند در بالا بردن سلامت جسم و روان تاثير فراواني بگذارد همچنانكه درگذشته نيز بيان شد توفيق سحر خيزي و اقامه نماز صيح مي تواند با جلوگيري كردن از برخي هورمنهاي نامطلوب در بدن ،شادي و نشاط را به فرد هديه دهد و به قول دانشمند بزرگ ايراني حكيم بزرگمهر سحر خيز باش تا كامروا شوي.اميد آن است كه كليه مددجويان در سراسر زندانها كشور با توسل به نماز و نزديكي با خداي يگانه علاوه بر تضمين سلامت رواني خود زمينه آزادي خود را در نزد پروردگار عالميان فراهم نمايند.خدايا چنانكه كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار.آمين يا رب العالمين.
منابع:
بحارلانوار.جلد 69 ص.124 .حيدث2 .
تفسير سوره نور.تفسير نمونه.
ترجمه سيناپس كاپلان .سلدوك.ج2.ص519 .
فلسفه اخلاق .استاد شهيد مطهري .ص38 .
نماز ،بهشت خلوت انس.ص7.
آئين نامه سازمان زندانهاي كشور .مصوب 20 آذر سال 1384چاپ دوم.
ماده 2 ق.م.ا
بحارالانور ج.69 ص.124